طراحی سایت
جمعه 24 قوس 1396.
امروز
الجمعة 27 ربيع أول 1439.
برابر با
Dec 15 2017.
و

فصلنامه روزگار

ورود به سایت

images 1

مراسم عاشورا در کابل - بخش اول

چکیده

شیعیان در تمام دنیا همه‌ساله یاد و خاطره شهیدان کربلا را زنده نگه ‌می‌دارند و در ماه محرم به ‌سوگ می‌نشینند. شیعیان افغانستان نیز اهتمامی ویژه به برپایی عزاداری‌های حسینی دارند و این امر، قدمتی به پیشینه حضور تشیع در این کشور دارد.
نوشتار زیر در دو بخش به این موضوع پرداخته است: بخش نخست اشاره‌ای کوتاه به سیر تاریخی عزاداری‌های حسینی در افغانستان، به‌ویژه کابل دارد؛ در بخش دوم به چگونگی برگزاری این مراسم، مانند سبک عزاداری، علایم و نمادها، زنانه‌خوانی، ساختار تکیه‌خانه، نحوه اجرای مراسم طی یک روز و. . . در شهر کابل پرداخته شده است. این بخش بیشتر به مشاهدات نویسنده و مصاحبه با افراد مطلع متکی است.

کلیدواژگان

شیعیان کابل؛ عزاداری حسینی؛ تکیه‌خانه؛ بارسینه‌خوانی

پیش درآمد

بی‌تردید، در هر مکانی که جماعتی از شیعیان حضور داشته‌اند، یکی از اموری که به آن اهتمام ورزیده‌اند، یادبود و گرامی‌داشت حادثه عاشورای سال 61 هجری است؛ به گونه‏ای که این امر به‌مثابه بخشی از فرهنگ و هویت جوامع شیعی درآمده است. این رویداد چنان اثری در ذهن و خاطره جامعه اسلامی و تأثیری ماندگار در تاریخ اسلام داشته است که حتی دیگر مسلمانان نیز در برپایی عزا بر مصایب خاندان پیامبرˆ شرکت می‌جستند. از این روست که پس از حادثه شگرف و دردناک عاشورا، یاد و خاطره این حادثه تاریخ‌ساز نه‌تنها بین شیعیان، که میان امت اسلامی، همچنان زنده، جاری و ساری است.

بنا بر گواهی نخستین اسناد مکتوب عاشورا، عزاداری برای شهیدان کربلا هم‌زمان و پس از وقوع این حادثه آغاز شده است. طبری در تاریخ خود به عزاداری اسیران کربلا، عزاداری زید بن ارقم در مجلس ابن زیاد (طبری، 1939م، ج4، ص349) و عزاداری شامیان، خانواده یزید و توابین (همان، ص353 و 456) اشاره می‌کند. اشتراک مسلمانان در عزاداری بر اهل‌بیت‰ همچنین مدح و منقبت ایشان را در جاهای دیگر نیز می‌توان سراغ گرفت. شاعران بسیاری، هم از شیعه و هم از سنی، سوگواره‌هایی در رثای اهل‌بیت‰ سروده‌اند که به فرقه خاصی اختصاص ندارد. می‌توان این مطلب را در ادبیات ملل مسلمان نیز جست‌وجو و پیگیری کرد.

در سده ششم هجری، بنا بر گزارش عبدالجلیل رازی قزوینی در کتاب نقض، شاهد عزاداری اهل سنت در مناطق مختلفیم که وی ضمن اشاره به آنها، این‌گونه عزاداری‌ها را جریانی طبیعی، انسانی و دینی نشان می‌دهد. وی همچنین از مجالس سوگواری دو واعظ معروف (علی بن حسین غزنوی و قطب‌الدین مظفر امیرعبادی) سخن به میان می‌آورد و اینکه تعزیت امام حسین†، همه‌ساله در روز عاشورا به بغدادْ تازه است، همراه با نوحه و فریاد. (قزوینی، 1358، ص370-373) شافعی نیز در رثای امام حسین† و شهدای کربلا مرثیه‌های فراوان دارد. وی در آغاز یکی از این مرثیه‌ها می‌گوید: (همان، ص370)

أبکی الحُسینَ و أرثی مِنهُ جَحجاحا

مِن اهل‌بیت رَسولِ اللّه ِ مِصباحا

برای حسین می‌گریم و برای او که آقای بزرگواری است مرثیه می‌سرایم. کسی که از‌خاندان پیامبر خداˆ و چراغ هدایت است.

بزرگان شافعی و حنفی مذهب نیز درباره شهدای کربلا، مرثیه‌های بی‌شماری دارند. خواجه ابونصر ماشاده، از شخصیت‌های اهل سنت اصفهان، هرساله در روز عاشورا، آیین سوگواری امام حسین† را با ناله و فریاد، به‌پا می‌داشته است. در دارالخلافه بغداد نیز خواجه علی غزنوی حنفی، این آیین را پرشور برگزار می‌کرده است. عزاداری امام حسین† با نوحه و فریاد، هرساله در روز عاشورا برگزار می‌شد و آیینی زنده بوده است. در همدان ـ که لشکرگاه ترکان سلجوقی بوده است ـ هرساله در روز عاشورا، مجدالدین مُذکِّر هَمَدانی، چنان مراسم سوگواری پرشوری برگزار می‌کرد که مایه تعجب قمی‌ها شده بود.

مولوی، شاعر بلندآوازه قرن هفتم، در مثنوی خود به وجود عزاداری علنی در شهر حلب اشاره دارد: (مولوی، 1373، ص787)

ناله و نوحه کنند اندر بُکا

شیعه، عاشورا، برای کربلا

همچنین گفتنی است که وی غزل پرشور «کجایید ای شهیدان خدایی» را نیز در رثای شهیدان کربلا سروده است.

در این میان، شیعیان به دلیل رویکرد خاص اعتقادی‌شان به اهل‌بیت‰، اهتمام تام و ویژه‌ای برای اقامه عزا بر شهیدان کربلا داشته‌اند و در تمام نقاط دنیا یاد و خاطره کربلا و عاشورا را زنده نگه می‌دارند. شیعیان افغانستان نیز از این امر مستثنا نبوده و نیستند. با تأملی در گذشته تاریخی جغرافیایی سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده می‌شود و در گذشته بخشی از خراسان تاریخی بزرگ بود این امر به‌خوبی قابل پیگیری و اثبات است.

1. سیر تاریخ عزاداری‌های حسینی در افغانستان

حادثه کربلا در ذهن و خاطره مردم خراسان ـ که افغانستان امروزی را نیز شامل می‌شد ـ همانند شام و عراق تأثیرگذار بود و خراسانیان، به‌ویژه پس از شهادت یحیی بن زید (رضوی اردکانی،1361، ص559) یاد و خاطره این رویداد بزرگ را زنده نگه داشتند. امروزه نیز آرامگاه امامزاده یحیی بن زید در مرکز ولایت سرپل در شمال افغانستان، زیارتگاه خاص و عام است.

در یک بررسی کلی تاریخی می‌توان سیر عزاداری در افغانستان را در پنج مرحله پیگیری کرد:

در دوره اول می‌توان به مراحل آغازین عزاداری‌ها اشاره نمود که در مناطقی همچون سیستان، بلخ و جوزجان وجود داشت. این عزاداری‌ها به گونه غیررسمی بوده و تا حدود قرن هشتم و دوره تیموریان ادامه داشته است. در عصر غزنویان، اگرچه سخت‌گیری‌هایی بر شیعیان اعمال شد و مراسم آنان به محافل خصوصی راه یافت (ناصری داودی، 1378، ص30)، اما در همین دوره، به‌ویژه پس از سلطان محمود، سنایی غزنوی محرم و عاشورا را دست‌مایه اشعار خود قرار می‌دهد و سروده‌های جانسوزی در شهادت امام حسین† و یارانش می‌سراید. (سنایی غزنوی، 1362، ص470 و 450) این می‌تواند شاهدی بر امکان اقامه مجالس عزاداری توسط شیعیان در این دوره زمانی باشد.

عصر تیموریان خراسان، به‌ویژه از دوره شاهرخ را می‌توان دوره دوم دانست. به طور کلی، در این زمان شیعیان در پیروی از عقاید و انجام شعایر خود آزادی عمل داشتند. در این دوره، عزاداری‌ها رسمی‌تر شده، از فراگیری بیشتری برخوردار شدند. عزاداری‌ها هم مشترک بودند و شیعه و سنی با هم عزاداری می‌کردند. با محبتی که تیموریان به اهل‌بیت پیامبرˆ داشتند و احترام و منزلتی که به علما، عرفا و سادات نشان می‌دادند، عزاداری امام حسین† که از سال‌ها قبل در میان اهل‌سنت جای بازکرده بود، به‌تدریج گسترش یافت و حتی به درون دربار تیموریان راه یافت. (سمرقندی، 1360، ص618 و 624/ خواندمیر، 1362، ج3، ص618 و 624)

شواهد و قراینی را می‌توان در تأیید این مدعا شمار کرد. از شرکت برخی شخصیت‌ها و ارکان دولت تیموری و شعرسروده‌های برخی از بزرگان این دوره، مانند جامی می‌توان یاد کرد. عبدالرحمن جامی (817-898ق) با وجود داشتن مذهب حنفی، علاقه بسیار به‌خاندان عترت داشته و اشعاری نیز دراین‌باره سروده است: (جامی، 1374، ص174)

کردم زدیده، پای سوی مشهد حسین

هست این سفر به مذهب عشاق فرض عین

خدام مرقدش به سرم گر نهند پای

حقا که بگذرد سرم از فرق فرقدین

جامی گدای حضرت او باش تا شود

با راحت وصال مبدل عذاب بین

در این برهه زمانی، شرایط شیعیان به گونه‌ای بود که گاه به شکلی آشکار، آوردن نام دوازده امام را در خطبه‌ها و منابر درخواست می‌کردند. (اسفزاری، 1338، ج2، ص328 و 329) محبت اهل‌بیت‰ در دوره تیموریان چنان فراگیر شده بود که گریه برای امام حسین† در هرات جانشین ذکر مجالس صوفیانه گردیده بود. (الشیبی، 1374، ص26) برخی سلاطین تیموری، مانند ابولقاسم بابر (852-861) سکه به نام دوازده امام زدند و آن را به هیچ روی منافی با مذهب تسنن و امام ابوحنیفه نمی‌دانستند. (سمرقندی، 1360، ج2، ص182 و 183)

روضه الشهداء که شهرت فراوانی در افغانستان و آسیای میانه داشته است (آقابزرگ، 1403ق، ج11، ص295)؛ در همین دوره به نگارش درآمد. نویسنده در مقدمه کتاب، وضعیت اجتماعی و شرایط مناسب فرهنگی خراسان برای اقامه عزاداری امام حسین† را، از دلایل نگارش کتاب برمی‌شمرد. (کاشفی، 1334، ص12 و 13) بی‌تردید، موضوعات و مطالب آن در مناطق مختلف هرات و خراسان و قلمرو تیموری بیان و تبلیغ می‌شد که بعداً بنا به تقاضا مکتوب شده است. این کتاب نقش مهمی در معرفی اهل‌بیت‰، مصایب آنان و فراگیری مجالس عزاداری داشته است. (تقی‌زاده داوری، 1384، ص98)

این شواهد بیانگر این حقیقت‌اند که در دوره تیموریان، موفقیت شیعیان به گونه‌ای بود که می‌توانستند عقاید خود را آزادانه بیان کنند و به اقامه عزاداری برای امام حسین† و شهدای کربلا بپردازند.

دوره سوم عزاداری‌ها، پس از تیموریان است که تا اوایل دوره عبدالرحمن‌خان را دربر می‌گیرد. پس از تیموریان، بخشی از خراسان که امروزه افغانستان نامیده می‌شود، به سه بخش تقسیم شد و صفویان، شیبانیان و گورکانیان بر این مناطق مسلط گردیدند. (غبار، 1359، ص281) کابل نیز که در این نوشتار مورد نظر است، جزئی از قلمرو گورکانیان هند شد. (غبار، 1359، ص306) با توجه به رفتار همراه با ملایمت گورکانیان با تشیع، می‌توان گفت که شیعیان کابل در سایه این سیاست گورکانیان، در برپایی مراسم عزای حسینی آزادی عمل داشته و با مانع چندانی روبه‌رو نبوده‌اند.

در دوره‌هایی که صفویان و به دنبال آنان افشاریه بر قسمت‌هایی از سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده می‌شود، تسلط یافتند، به دلیل نوع حکومت‌داری‌شان در مناطق خارج از ایران، حکام ولایات را از مردمان غیربومی انتخاب می‌کردند؛ چنان‌که در قندهار گرگین گرجی را حاکم کرده بودند. این والیان، ناچار بودند تا با افراد قابل توجهی از ایل و تبار خود، اعم از مردان جنگی و‌خانواده‌هایشان به منطقه مأموریت خود بروند.

 از این‌رو، در دوره صفویه و افشاریه با ورود و سکناگزینی دسته‌هایی از اقوام و ایلات ایرانی‌تبار و شیعی‌مذهب روبه‌رو هستیم. اینان در مناطق گوناگونی، از جمله شهرهای کابل، قندهار، هرات و غزنین اقامت گزیدند و محلات خاصی را به خود اختصاص دادند. این گروه به همراه شیعیان بومی، جمعیت شیعی منطقه سکونت خود را تشکیل داده‌اند.

می‌توان گفت که این اقوام و گروه‌ها نیز، همانند دیگر شیعیان، در برپایی مراسم و شعایر مذهبی خود، از جمله عزاداری سیدالشهداء†، هم اهتمام و هم به دلیل تسلطشان، آزادی عمل داشتند. اینان در شهرهای یادشده با شیعیان هزاره یا مستقل از آنان، مجالس عزا برپا می‌کردند. تکیه‌خانه‌ها و عزاداری‌های قزلباش‌های کابل که عمدتاً در دو محله چنداول و مرادخانی ساکن بودند، از دیرباز در این شهر شهره بوده است. گمان برده می‌شود که بسیاری از نشانه‌های عزاداری، مانند زنجیرزنی، علم‌کشی و گهواره، توسط اینان از اصفهان به افغانستان آمده باشد.

پس از اقدام احمدشاه ابدالی در ایجاد ساختار سیاسی جدید و مستقل از ایران (1747-1775م)، همچنان شاهد به‌کارگیری عناصر ایرانی‌تبار و شیعه در اداره حکومت وی هستیم؛ به گونه‌ای که حتی بدنه اصلی گارد حفاظت شاهی را قزلباش‌ها تشکیل می‌دادند. (فرهنگ، 1380، ج1، ص136) حتی در عصر دوست‌محمدخان، بنا به گزارش چارلز میسن انگلیسی که در آن زمان در کابل به‌سر می‌برده شیعیان جمعیت قابل توجهی را در کابل تشکیل می‌دادند و میریزدان‌بخش بهسودی از سران مشهور هزاره، از قدرت و نفوذی فوق‌العاده برخوردار بود؛ به گونه‌ای که به گمان چارلز میسن، چنانچه اراده می‌کرد، می‌توانست موقعیت دوست‌محمدخان را به‌خطر اندازد. (نائل، 1372، ص149 و 154)

 با توجه به این گزارش میسن و جایگاه قزلباشان در دستگاه حکومتی و نزدیکی آنان به حکومت، می‌توان گفت که شیعیان در افغانستان، به‌ویژه در کابل ـ که از عهد تیمورشاه درانی (1775-1793م) پایتخت کشور شد ـ در برپایی شعایر مذهبی خود آزادی عمل داشتند، و گزارشی مبنی بر منع آنان از برپایی شعایرشان در منابع نیامده است. از غائله‌ای که برضد شیعیان کابل (1803م) در زمان شاه‌محمود به‌وقوع پیوست، و شاه و وزیرش فتح‌خان به گونه‌ای آشکار جانب شیعیان را گرفتند، می‌توان موقعیت خوب شیعیان کابل را در این دوره به‌خوبی دریافت.

در اواخر دوره اول حکومت شاه‌محمود، مخالفان وی برای سرنگونی او، قزلباش‌های کابل را ـ که شیعه‌مذهب بودند و طی نیم‌قرن حکومت ابدالیان، اردوی خاصه پادشاهی را تشکیل می‌دادند و در مقام دبیر و مستوفی مشغول بودند و به نوعی از پایه‌های استحکام شاه به‌شمار می‌آمدند ـ به بهانه‌ای مورد حمله و تعرض قرار دادند. آنان با همراهی میرواعظ، روحانی معروف وقت کابل، با تهییج احساسات مذهبی عامه، مردم و حتی سربازان اردوی شاهی را به تعرض برضد قزلباش‌های شیعه واداشتند. شاه‌محمود در این میانه جانب قزلباش‌ها را گرفت؛ ولی تلاش‌های وی و وزیرش فتح‌خان به جایی نرسید و خود وی هم از قدرت به‌زیر کشیده شد. (فرهنگ، 1380، ج1، ص200-201/ کاتب هزاره، 1372، ج1، ص66/ الفنستن، 1388، ص524 و 525)

به‌نظر می‌رسد، این شرایط کمابیش تا اوایل دوره عبدالرحمن‌خان وجود داشته است. بنا به گزارش نویسنده عین الوقایع، که خود شاهد عینی بود، این امیر در سال‌های نخستین زمامداری خود (1886م)، همانند دیگر زمامداران افغانستان در مراسم عزاداری شیعیان شرکت می‌جست و حتی از بیت‌المال به تکیه‌خانه‌ها برای مصارف عزاداری کمک می‌کرد. (هروی ریاضی، 1369، ص175)

دوره چهارم عزاداری، از برخورد خشن و وحشیانه عبدالرحمن‌خان (1880-1901) با شیعیان و مردم مناطق هزاره‌جات (فرهنگ، ص399 تا 404) آغاز می‌شود و تا زمان صدارت شاه‌محمود (1947م)، عمو و صدراعظم ظاهرشاه، به‌طول می‌انجامد. در سال 1893م، هم‌زمان با کشتار مردم هزاره شیعه، حکم تکفیر شیعیان به درخواست این امیر صادر می‌گردد. این امر موجب می‌شود که شرایط بر شیعیان در سرتاسر کشور سخت گردد.

افزون بر غارت و مصادره اموال، قتل، زندان و تبعید بزرگان، سرشناسان، و روحانیون شیعه، از برگزاری هرگونه عزاداری برای ائمه‰ به‌طور جدی منع می‌شود و تکیه‌خانه‌ها و حسینیه‌های شیعیان در اختیار علما و طلاب اهل سنت قرار می‌گیرد. (ریاضی هروی، 1369، ص237 و 226)

پس از مرگ عبدالرحمان‌خان (1901م) و در حکومت حبیب‌الله‌خان (1901-1919م)، با وجود بازتر شدن فضای سیاسی اجتماعی، انجام شعایر شیعیان با ممانعت روبه‌رو می‌شود، به گونه‌ای که در سال 1903م، وقتی عده‌ای از قزلباشان کابل مجلس منقبت‌خوانی برگزار می‌کنند، با آنان به‌شدت برخورد می‌شود و عده‌ای مقتول، برخی جریمه و گروهی دیگر تبعید می‌گردند. (همان، ص254) کمی بعدتر، فرمان رسمی حکومتی مبنی بر منع هرگونه مدح و تعزیه ائمه‰ توسط شیعیان صادر می‌شود. در پی آن، تکیه‌خانه‌ها و حسینیه‌های شیعیان بسته و آنان ملزم به حضور در نمازهای جماعت مساجد اهل سنت می‌گردند. (همان، ص255)

وی برای تکیه‌خانه‌های شیعیان در کابل محراب ساخت و آنها را به مسجد تبدیل و برای آنها مؤذن و امام جماعت سنی تعیین کرد. (پولادی، 1381، ص355)

با روی کار آمدن شاه‌امان‌الله (1919-1929م) تعصبات به طور عمومی در افغانستان کاهش یافت؛ زیرا وی برنامه‌های مترقیانه‌ای را طراحی و اجرا کرد که با تعصبات قومی و مذهبی سازگار نبود. (بختیاری، 1385، ص183) شیعیان در دوره شاه‌امان‌الله آزادی‌های مذهبی بیشتری به‌دست آوردند و مراسم مذهبی و تکیه‌خانه‌های پیروان مذهب امامیه عملاً آزاد شد. (غبار، 1359، ص794) پس از وی، در زمان حبیب‌الله کلکانی (1929م) و نادرشاه (1923-1929م) وضعیت به زمان گذشته برمی‌گردد و برگزاری شعایر مذهبی شیعیان، از جمله عزاداری‌های حسینی، با ممانعت‌هایی روبه‌رو می‌شود.

در دوره چهل‌ساله حکومت محمدظاهرشاه (1933-1973م) که فراز و فرودهایی داشت، افغانستان دوره‌هایی از اختناق و برخی آزادی‌های اجتماعی را تجربه می‌کند. اوایل حکومت ظاهرشاه و در دوره صدارت هاشم‌خان (1923-1946م)، سیاست محدودیت‌های مذهبی باشدت بیشتری تعقیب می‌شد و حکومت به‌شدت فعالیت مخالفان، از جمله شیعیان را کنترل و سرکوب می‌کرد.

دوره پنجم، پس از اتمام صدارت هاشم‌خان ـ که با پایان جنگ دوم جهانی همراه است ـ آغاز می‌شود که برخی زمینه‌های آزادی اجتماعی سیاسی در کشور به‌وجود می‌آید. در همین دوره، علماء و روحانیون شیعه با رویکردی مسالمت‌آمیز تلاش کردند تا وضعیت شیعیان را بهبود بخشند. آغازگر این تلاش‌ها، آیت‌الله حجت کابلی بود که با استفاده از شیوه‌های ملایم، فضای مناسبی را برای انجام آشکار شعایر مذهبی شیعیان فراهم ساخت.

وی پس از مدت‌ها ممنوعیت برگزاری عزاداری‌ها و انجام شعایر مذهبی و برخورد‌های قهری دولت، توانست با تأسیس تکیه‌خانه عمومی، در محله شیعی‌نشین چِنداول کابل، به برپایی مراسم عزاداری‌های ماه محرم اقدام کند. با این اقدام، به‌تدریج حسینیه‌ها و تکیه‌خانه‌های متعددی در کابل فعال شدند و مراسم عاشورای حسینی با شکوه و ابهت بیشتری برگزار شد؛ به گونه‌ای که اعضای کابینه دولت و حتی شاه در مراسم عزاداری دهه محرم در تکیه‌خانه‌ها و حسینیه‌های شیعیان حضور می‌یافتند.

از دهه چهل شمسی به بعد، فضای سیاسی کشور بازتر شد و احزاب سیاسی امکان فعالیت بیشتری یافتند. این دوره که به دهه دموکراسی معروف است، مراسم سوگواری و عزاداری‌های ماه محرم، هم رونق و گسترش بیشتری یافت و هم رنگ‌وبوی سیاسی و مبارزاتی به‌خود گرفت. برخی از تکیه‌خانه‌ها محل و کانون فعالیت‌های سیاسی اجتماعی جوانان مبارز و تحصیل‌کرده شیعه شد.[1]

در سال‌های نخستین پس از کودتای هفت ثور 1357 و شروع مقاومت اسلامی و مردمی برضد نیروهای اشغالگر ارتش سرخ، در دوره‌های نورمحمد تره‌کی و حفیظ‌الله امین و حاکمیت جناح خلقی‌ها (1978-1979م) شرایط سیاسی اجتماعی کشور به‌شدت دگرگون شده و حکومت کمونیستی کابل موجی از رعب و وحشت ایجاد کرده، و به سرکوب و زندانی کردن و قتل ده‌ها هزار تن از اقشار مختلف مردم اقدام نمود. نوک پیکان این سرکوبی‌ها و خشونت، متوجه شیعیان و افراد و روحانیون سرشناس آنان بود. ناگفته پیداست که در چنین شرایطی، وضعیت برپایی مراسم عزاداری‌های محرم چگونه بوده است.

با تغییر جناح در حاکمیت و روی کار آمدن پرچمی‌ها، در دوره ببرک کارمل (1979-1986م)، به‌ویژه دکتر نجیب‌الله (1986-1992 م)، که سیاست مصالحه ملی را در پیش گرفتند (اندیشمند، 1388، ص350 و 486)، شیعیان فرصت و فضای بهتر و بازتری برای فعالیت‌های خود یافتند. در این دوره، حتی دولت به تکیه‌خانه‌ها و مساجد کمک‌های مالی می‌کرد که بعضی‌ها می‌پذیرفتند و برخی دیگر رد می‌کردند.

2. چگونگی برگزاری آیین‌های عزاداری ماه محرم در کابل

در کابل، همه‌ساله با فرا رسیدن ماه محرم، مجالس عزاداری امام حسین† در تکیه‌خانه‌ها، حسینیه‌ها و مساجد شهر برگزار می‌شود. مسجد و تکیه‌خانه، مراکز مهم تجمع مذهبی شیعیان است که در آنها فعالیت‌های مذهبی گوناگون، از جمله عزاداری‌های ماه محرم صورت می‌گیرد. (موسوی کابلی، 1385، ص116) اهل‌سنت نیز به گرامی‌داشت عزاداری حسینی اقدام می‌کنند.

آنان به‌ویژه در شب دهم، روز عاشورا و شب یازدهم، مجالس نعت‌خوانی، مدیحه‌سرایی، ذکر و ختم قرآن در مکان‌های مذهبی، مانند مسجد «شاه دوشمشیره»، «شهدای صالحین» و «جابر انصار» برگزار می‌کنند. همچنین، شماری از آنان با شرکت در تکیه‌خانه‌های شیعیان، همدلی خویش را نشان می‌دهند.

2-1. آمادگی تکایا

هفته‌ها پیش از فرا رسیدن ماه محرم، مسئولان تکیه‌خانه‌ها و حسینیه‌های شهر ـ که غالباً شخص تکیه‌دار، جمعی از ریش‌سفیدان و فراشان هر تکیه‌خانه می‌باشند ـ برای برگزاری مراسم تصمیم می‌گیرند و برای آراستن محل عزاداری به پارچه‌های سیاه و علایم عزا، و دعوت از سخنران یا سخنرانان، برنامه‌ریزی می‌کنند.

2-2. زمان آغاز و ختم مراسم

تقریباً در همه تکیه‌خانه‌های شهر کابل، از اول تا سیزدهم محرم، مراسم عزاداری برگزار می‌شود. برخی تکیه‌خانه‌ها هم یکی دو روز زودتر مراسم را آغاز می‌کنند و یکی دو روز دیرتر پایان می‌دهند. تکایایی هم که از شهرت و سابقه کمتری برخوردارند، مجالسشان را دیرتر شروع می‌کنند و روز دهم به پایان می‌رسانند.

معمولاً روزهای آغازین، مراسم حالتی معمولی دارد؛ اما پس از چند روز، و به طور عمده از روز هفتم به بعد، مجالس با شور و هیجان و جمعیت بیشتری برگزار می‌شود.

2-3. زمان عزاداری‌ها

در کابل، مراسم دهه و عزاداری‌ها، هم در روز و هم در شب برگزار می‌شود. معمولاً مراسم شبانه پس از نماز مغرب و عشا آغاز می‌گردد و در آخر شب پایان می‌یابد. مجالس روزانه، یا پیش از چاشت است یا پس از آن. شیوه زمان‌بندی به گونه‌ای است که دو برنامه هم‌زمان انجام نشود. به عبارت دیگر، در روزهای محرم، در هر روز، سه بار و سه برنامه انجام می‌شود: پیش از ظهر، بعد از ظهر و شب. در تکیه‌خانه‌های معروف شهر یا تکیه‌خانه‌هایی که وابسته به برخی تکیه‌داران نامدار است، روزها مجالس زنانه‌خوانی برگزار می‌شود که ویژه بانوان است و گردانندگان، اعم از مجریان و سخنرانان، از بانوان می‌باشند. شرح چگونگی برگزاری این مجالس، در ادامه این نوشتار خواهد آمد.

2-4. مکان برگزاری مراسم

مراسم عزاداری دهه محرم در تکیه‌خانه‌ها، حسینیه‌ها و برخی مساجد برگزار می‌شود. تکیه‌خانه‌ها بر دو نوع‌اند: عمومی، و شخصی مانند تکیه‌خانه‌های‌خانوادگی و فصلی. (هدی، 1365، ص25) برگزاری تکیه‌ها در ‌خانه‌های شخصی، ابتدا به این دلیل بود که مردم حق نداشتند عزاداری علنی انجام دهند و انجام آن با هزار ترس و لرز و گذاشتن دیده‌بان و... به طور سری در‌ خانه‌ها صورت می‌گرفت؛ اما بعدها برپایی مراسم در‌ خانه‌ها کم‌کم تبدیل به یک فرهنگ اجتماعی شد. تکیه‌خانه‌ها در کابل غالباً دارای مکان و ساختمان‌اند. ولی مکان تکیه‌خانه، در کل محدودیت به جایی خاص ندارد. برخی تکایا در منازل شخصی که معمولاً صاحب تکیه است، برگزار می‌شود.

از آنجا که مراسم اصلی به طور مشترک بین زن و مرد برگزار می‏گردد، تکایا دارای دو بخش زنانه و مردانه‌اند. بخش مردانه طبقه پایین و بخش زنانه طبقه بالای تکیه را شامل می‌شود. در تکایایی هم که یک طبقه است، بخش نزدیک به منبر مردانه و بخش حاشیه‌ای‌تر تکیه قسمت زنانه را تشکیل می‌دهد. بین این دو قسمت را با چادر از هم جدا می‌سازند. در فصول گرم سال، پشت بام تکایا برای استفاده زنان اختصاص داده می‌شود.

در بین شیعیان کابل، محل تکیه‌خانه، حتی خانه‌ای که تکیه می‌شود، برای مردم حالت تقدس دارد و مردم در طول سال برای حاجات خود به تکایا مراجعه می‌کنند. حتی اعضای‌خانواده‌ای که تکیه دارند، مورد احترام‌اند و مردم انتظار دارند که آنان افراد صالح و خوبی باشند.

2-5. پذیرایی

در ایام محرم، در تکیه‌خانه‌های کابل نذورات خاصی صورت می‌گیرد که از ناحیه آن مردم اطعام می‌شوند. اطعام عزاداران در ایام عزاداری، با توجه به توان مالی و اقتصادی تکیه‌خانه‌ها صورت می‌گیرد. تکیه‌خانه‌ها و حسینیه‌هایی که توان مالی بهتری دارند، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام می‌کنند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز عاشورا برنامه اطعام دارند.

متولیان اطعام، گاهی افراد و گاهی گروه‌ها هستند. نوع اطعام، با توجه به تمکن مالی، سلیقه افراد و فرهنگ مردم متفاوت است. معمولاً اطعام به گونه پذیرایی با نان و حلوا، شیرچای، قیماق‌چای،[2] پلو، کلوچه، شله‌زرد و شوربا می‌باشد.

پی نوشت:

[1]. مانند تکیه‌خانه سیدمجیر در سرک‌سخی، و جمال‌مینه که برخی از اعضای جنبش جوانان شیعه با نام پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا.ا) در آنجا فعالیت‌های خود را سازمان می‌دادند.

[2]. قیماق‌چای، ترکیبی از چای و خامه است که به‌آهستگی با هم مخلوط و آرام‌آرام جوشانده می‌شود.

مراجع

منابع

1. الشیبی، کامل مصطفی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قره‌گوزلو، تهران، امیرکبیر، 1374.

2. اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، به کوشش محمد کاظم‌زاده، تهران، دانشگاه تهران، 1338.

3. اندیشمند، محمداکرم، حزب دیموکراتیک خلق افغانستان، کابل، میوند، 1388.

4. الفنستن، مونت استوارت، افغانان، جای، فرهنگ و نژاد، ترجمه محمدآصف فکرت، مشهد، آستان قدس رضوی، 1388.

5. بختیاری، محمدعزیز، شیعیان افغانستان، قم، موسسه شیعه‌شناسی، 1385.

6. پولادی، حسن، هزاره‌ها، ترجمه علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، 1380.

7. تهرانی، آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج2، بیروت، دارالاضواء.

8. تقی‌زاده داوری، محمود، سنت عزاداری و منقبت‌خوانی در تاریخ شیعه امامیه، قم، مؤسسه شیعه‌شناسی، 1384.

9. خواندمیر، محمد، حبیب السیر، تهران، خیام، 1362.

10. رضوی اردکانی، سیدابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی، تهران، علمی و فرهنگی، 1361.

11. سنایی غزنوی، دیوان اشعار، به کوشش مدرس رضوی، تهران، اقبال، 1362.

12. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج4، قاهره، مطبعه الاستقامه، 1939م.

13. عبدالرزاق سمرقندی، مطلع السعدین و مجمع البحرین، لاهور، 1360ق.

14. غبار، میرغلام‌محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، قم، پیام مهاجر، 1359.

15. فرهنگ، صدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، ج1، قم، دارالتفسیر، 1380.

16. قایل‌زاده، عبدالباقی، مشاطه فکر، کابل، چاپ ذهاب، 1388.

17. قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، تصحیح جلال‌الدین محدث ارموی، چاپ دوم، تهران، انجمن آثار ملی، 1358.

18. کاتب، فیض‌محمد، سراج التواریخ، تهران، مؤسسه انتشارات بلخ، 1372.

19. کاشفی، میرزاحسین، روضه الشهدا، تهران، نشر چاپخانه خاور، 1334.

20. کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج6، هند، 1395.

21. موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان،تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست، ترجمه اسدالله شفایی، تهران، مؤسسه فرهنگی و هنری نقش سیمرغ، 1379.

22. مولوی، جلال‌الدین محمد، مثنوی معنوی، به کوشش دکتر سبحانی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1373.

23. ناصری داودی، عبدالمجید، تشیع در خراسان، مشهد، آستان قدس رضوی، 1378.

24. نائل، حسین، سایه‌روشن‌هایی از وضع جامعه هزاره، قم، اسماعیلیان، 1372.

25. نظامی باخرزی، عبدالواسع، مقامات جامی، تحقیق نجیب مایل هروی، تهران، نی، 1374.

26. هدی، حسین، اشعار بلبل، تهران، مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی فرهنگ انقلاب اسلامی، 1365.

27. هروی ریاضی، محمدیوسف، عین الوقایع ـ تاریخ افغانستان، به کوشش محمدآصف فکرت، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1369.

مصاحبه

1.گفت‌وگو با دکتر سیدعسکر موسوی، انسان‌شناس، عضو تحقیق دانشگاه آکسفورد و مشاور علمی وزیر تحصیلات عالی افغانستان، قم، شنبه 19 آذرماه 1390.

گفت‌وگو با خانم سلیمه علی‌پور، فرزند سیدمجیر که نخستین تکیه‌خانه را در محله کارته‌سخی بنا کرد. قم، 25 آذرماه 1390. خانم علی‌پور، خود از فعالان برپایی مجالس عزاداری‌های زنانه در کابل بوده است.

منبع:

فصلنامه شیعه شناسی شماره 45

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید