طراحی سایت
سه شنبه 3 اسد 1396.
امروز
الثلاثاء 2 ذو القعدة 1438.
برابر با
Jul 25 2017.
و

فصلنامه روزگار

ورود به سایت

نگاهي بر و لايت دايكندي

Daikondi Introducing به انگلیسی

Daikondi has been the latest province formed in 2004 with the population of around 477,544 people consisting of Hazaras, Pashtoons, and Balooches. People living in this province are famous for their honesty and hardworking, however there is no better living facilities provided fo

ولايت جديد التأسيس دايكندي در مركز افغانستان مو قعيت دارد و با ولايات باميان، غور، غز ني، ارزگان و هلمند متصل مي باشد. دایکُندی یکی از ۳۴ ولایت  افغانستان است. دایکندی پیشتر یکی از ولسوالی‌های ولایت اُروزگان بود ولی در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۴ به عنوان یک ولایت جداگانه تشکیل شد. مرکز این ولایت شهر نیلی است.  در حال حاضر شاروال دایکندی اولین زن شهردار افغانستان خانم عذرا جعفری می باشد.

اين ولايت، در مدار عرض  البلد 335500 و طول البلد 255500 واقع است و 2400 متر از سطح بحر ارتفاع دارد. اين منطقه داراي آب و هواي متنوع، گرم و سرد، ارتفاعات و پستي هاي اندك و جلگه هاي سر سبز و به طور مجموع كوهستاني است و يكي از محروم ترين و صعب العبور ترين نقطه ي كشور مي باشد با وجود كوهستاني بودن مناطق مختلف اين ولايت نمي توان حتي يك متر جاده موتر رو آسفالته پيداكرد، هيچ پل براي عبور و مرور اين مردم تا كنون ساخته نشده است.

موقعيت اجتماعي اقتصادي[1]

 درآمد سخن:

 در تاریخ ٩ حمل١٣٨٣ خورشیدی( مطابق٢٠ مارچ ٢٠٠٤ میلادی) وزارت داخله دولت انتقالی افغانستان دایکندی را به حیث ولایت اعلام کرد. این خبر، یک پیام امید بخش برای رشد اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی ناحیة خواهد بود که در طول تاریخ یک کلنگ آبادی در زمینش نخورده و در طی دو دهه اخیر آنچه زیاد شد القاب است و آنچه گسترش یافت قبرستان است.

سالیان سال بود که قصد رفتن به دایکندی را داشتم(تامپا). در اگست ١٩٩٩ میلادی( مطابق اسد وسنبله ١٣٧٨ خورشیدی) از بد" حادثه" یا" حسن تصادف" پای من در اولسوالی دایکندی کشانیده شد. هدف ا ین سفر جمع آوری آمار و ارقام درباره اثرات مشترک جنگ ها، بلاکد اقتصادی وخشکسالی در بالای امنیت غذایی اهالی دایکندی بود. هرچند  مسافرت ما از اولسوالی پنجاب به دایکندی توسط موترهای لند کروزر که برای حرکت درراه های مناطق کوهستانی مناسب است، صورت گرفت. اما نسبت خرابی راه و کوتل های صعب المرور چون نیل٣٠٠٠ متر خاک زنگ٢٩٠٠ متر و اولنگگ ٢٩٠٠متر، مسافرت ما از پنجاب تا خدیر( مرکز دایکندی) که ١٦٠ کیلومترفاصله دارد، ده ساعت را در بر گرفت. خط سیر سفر ما ازپنجاب تا خدیر ازینقرار بود: خرقول( پنجاب) دره نیل، اشترلی،شیخمیران، سیادره، سنگ چیلگ و خدیر. سیر سفراز خدیر تاسیلبتو ازینقراربود: خدیر، شیخمیران، شیخ علی، جنگان، کیلگان، سنگ تخت، حسنک، شهرستان (بندر) دهن سای، دلدل، شینیه مقبول و سیلبتو. موترهای ما در دهن دلدل توسط یک زن مسلح میانه سال متوقف گردید و پس از پرس و جو به ما اجازه  سفر داده شد. ماقصد داشتیم تا از طریق دره خودی، احمد بیگ و کیان و پشتروق به طرف گرمسیر برویم اما جنگ های شدیدی که مابین نیروهای مقاومت مردمی و طالب شده گان محلی جریان داشت، ازروی اجبار بازگشت نمودیم. زمانیکه به شینیه سنگ تخت رسیدیم ، بنابر توصیه دوستان از راه ارگ لعلی، سفید چشمه، بند دعا خوان، لعل و کرمان به پنجاب رسیدیم. بار دوم از پنجاب از طریق ورس، قوناق، القان، بند برلو و خوردک جلگه وارد سنگ موم و از آنجا به طرف نیلی، دشت، لزیر و هجدی سفر کردیم. می خواستیم از طریق کورگه به طرف طول احمد بیگ یا کیان و پشتروق برویم اما در کورگه نیز جنگ بود.

متودولوجی تحقیق عبارت بود از مصاحبه ها با اقشار مختلف اجتماعی بر اساس پرسش نامه های از قبل تهیه شده و مشاهدات مستقیم داده ها از چهل قریه و در هر قریه با ده نفر مصاحبه گردید، جمع آوری گردید. این چهل قریه به نحوی انتخاب شدند که تا حدودی معرف کل شرایط اجتماعی و اقتصادی دایکندی باشند.

    الف) جغرافیا

  دایکندی که در مدار عرض البلد ٥٥/٣٣ و طول البلد٥٥/٢٥ واقع است به طور اوسط ٢٥٠٠ متراز سطح بحر قرار دارد و دارای آب و هوای سرد (زون شمالی) و معتدل (زون جنوبی) کوهستانی است. بر اساس اطلس محلات افغانستان ( چاپ ١٣٦٤ هجری و شمسی) میاحت آن به ٥٥٣٩ کیلومتر مربع میرسد. اما بر اساس کیلومتر سنج مدرن مساحت دایکندی بیش از ٦٠٠٠ کیلو متر مربع است. حدود اربعه آن عبارتست از شرق به پنجاب و ورس، غرب به کجران و ناوه میش، شمال به اولسوالی لعل و سر جنگل و قسمتی از پسابند و از سوی جنوب به گیزاب و شهرستان.

   دایکندی سر زمین ناوه ها( دره های باریک) است. زیرا دارای هشتاد ناوه اصلی وفرعی است. موجودیت ناوه ها سبب تنوع آب و هوا گردیده است. چنانچه نباتات زراعتی ازجوزارهای خلبرگ تا شالیزارهای لزیر فرق میکند. ناوه های اصلی آن عبارتند از اشترلی، جنگان، بغل کندو، سنگ تخت، تلخک، بندره، دره خودی، شیخ علی، شیخمیران، سیاه دره، نوجوک قوجنقی، خوشک، سنگ چیلگ، خدیر، کورگه، لزیر، هجدی، دشت نیلی، سنگ موم، نومیش، کیان و پشتروق و طول احمد بیگ.

   دایکندی از لحاظ داشتن  تنوع آب و هوا در فصل های مختلف سال در کنار ناوه های سرسبز و کم نظیر و چشمه سارهای مروارید گونه یکی از بهترین مناطق تورستکی افغانستان است.

 احصائیه( سال١٣٧٨ خورشیدی)

   مرکز: خدیر ، نفوس:٢٤٠٠٠٠

   تعداد قریه اصلی و فرعی: ٢٢٨٠

   خانوار: ٣٤٢٨٥ ( اوسط خانوار7 نفر)

   ب) وضعیت اجتماعی

   هرگاه کسی به درون جامعه دایکندی عمیقا داخل گردد، بخوبی در می یابد که بافت اجتماعی آن تا ه اندازه پیچیده است. مردم دایکندی به طور شگفت انگیزی شکیبا و متحمل و در عین زمان سلحشور و سرکش اند. اما با جهان مدرن قرن ها فاصله دارد. به مشکل میتوان کلمه ای یافت که بتواند عقب ماندگی اقتصادی آنرا توصیف کرد. تمامی حقوق اقتصادی، سیاسی ومدنی دایکندی ها در تاریخ توسط از خود و بیگانه  تلف شده است. به عنوان مثال، دایکندی ودایزنگی( باوجودیکه هر دو اداره مستقل بود) اززمان  تشکیل« شورای ملی» در سال١٣٠٩ هجری و شمسی تا دوره ششم شوری تنها یک وکیل مشترک داشته است. در دوره ی اول، دوم، پنجم و ششم شوری یکنفر بنام  سید غلام رضا خان از کابل و کیل دایزنگی و دایکندی بوده است. در دوره سوم شوری محمد نعیم خان اسکان (شهرستان) و در دوره چهارم شوری علی احمد خان تخت ( ورس) وکیل دایزنگی و دایکندی بوده اند. علی احمد شیخمیران وکیل دوره هفتم و میر اسدالله بیگ( شینیه سنگ تخت)و کیل دوره هشتم، محمد اکبرخان نرگس  (اولسوالی پنجاب) وکیل دوره نهم، محمد اکبرخان شاه عالمی از دوره ده تا دوازده  ولعل محمد خان کورگه و کیل دوره سیزدهم بوده اند. این احصائیه نشان میدهد که چگونه حقوق سیا سی ومدنی مردم دایکندی در نهاد قانونی بنام  «شوری ملی» تلف شده است.

    در دهکده ارگ لعلی از روابط کوچی های پشتون تبار و مردم محل پرسان کردیم، شخص باریش ماش و برنج چنین گفت:« کوچی ها بدون داشتن تذکره تابعیت زمین هزاره ها را در محکمه شرعیه خریداری می نمودند اما هزاره ها در عین محکمه بدون تذکره نمیتوانستند هیچ چیزی را خریداری نمایند.» با شنیدن این مطلب یادم  از کتاب «قشله حیوانات» جورج اورول آمد که نوشته بود:« همه جانوران برابراند، ولی برخی جانوران برابر تراند.» این عمل خود به  شکل رسمی امتیاز قومی را بر حق شهروندی به اثبات  میرساند.

   درطی دو دهه اخیر سلسله مراتب نظا م اجتماعی کاملا دگرگون گردیده است. اقشار پله های پائین نردبان اجتماعی به پله های بالا نشسته اند و اقشار پله های بالا( میرها و خان ها) یا کشته شده اند یا به حاشیه رانده شده اند. مردم دایکندی که در١٥حمل١٣٥٨ هجری و شمسی دیوار سرخ را از روی سینه دایکندی برداشت، خود دچار استبداد وطنداران خود قرار گرفت. با وجودیکه  شعار « مرگ برفئودالیزم» از فضای دایکندی کنده شد، اما شعار«وطن وطن نشود تا ارباب و میر کفن نشود» با توش سفید در روی سنگها حک گردید. اندیشه ضد «نظام ارباب رعیتی» توسط شمار از آخوندان سیاسی چنان شدید بوده است که در بعضی جا ها دست به « اصلاحات ارضی» زده است. به عنوان نمونه میتوان از ناوه هجدی یاد کرد: غلام سرور خان هجدی که تازه پس از اشغال طالبان به دهکده خود برگشته بود ، برایم نشان داد که چگونه دوازده قلعه  بالای زمین های شخصی اش اعمار گردیده است. اما مشاهدات ما نشان داد که واقعاً نظام « ارباب رعیتی» سابق سرنگون گردیده ولی جایش را نظام «ارباب رعیتی» جدیدی با آرایش دیگری گرفته است. تنظیم ها تمامی امور یعنی قضایی، نظامی، معارف و اداری را در کنترول داشتند. منبع اصلی عملکردآنها « آئین نامه» حزب بود ومردم تحت سلطه آن مجبور بودند ازان پیروی نمایند.

   با وجود فشار های کمونست ها و تنظیم های طالب گونه، نظام اجتماعی دایکندی پا برجاست. روحیه تسلیم ناپذیری در مقابل اشغالگران، مهمان نوازی با وجود فقر، پوشیدن لباس پاک، اعمار قلعه های نو در شرایط جنگی، گفتن جوک و کنایه برای قوماندانان. مرد م دایکندی یک ضرب المثل دارند که می گویند: زندگی در سه چیزاست: دالو( دالان) داغو (اسپ خوب) باردو ( یخدان) . این ضرب المثل را ما عملا در شینیه مقبول (بندر)،ارگ لعلی( سنگ تخت) جنگان، سنگ موم نیلی، لزیر و هجدی به چشم سر مشاهده کردیم.

   در تمامی دایکندی یک شفاخانه وجود ندارد و تعداد مکاتب ابتدائیه ان به( ٦ ) باب و متوسطه ان به (  ٤ ) باب میرسد. از آنجمله تنها متوسطه نیلی بنام« میرویس نیکه» فعال بود. ساختمان های مکاتب قسما یا کاملا از بین رفته است. ووجود بیکاری گسترده، تمرکز بودن منابع اصلی در آمد( زمین، موتر، تفنگ) در دست قوماندانان محلی باعث گردیده  تا فقر عام شود. اما شماری از خانواده ها که اقاریب شان در ایران و یا کشورهای اروپای اند، وضعیت زندگی شان بسیار خوب اند. زیرا درطی دو دهه اخیر، قاچاقچیان ماهری ظهورکرده اند که میتوانند پول نقد یا« حواله» را در هرجاییکه خواسته باشند انتقال دهند. با وجودیکه کشت تریاک از مرزهای جنوبی(ارزگان) به دروازه های آن رسیده است اما کشت تریاک یا تریاکی در دایکندی وجود نداشت.

   ج) وضعیت اقتصادی

   ١ ـ زراعت

   هشتاد فیصد دایکندی را کوه ها پوشانیده است. بیست فیصد دیگرآن با محدودیت های کم آبی، کمبود خدمات زراعتی ( کود، تخم بذری، داروهای ضد آفات) سیلاب های بهاری وخاک سطی مواجه است.بنا به دلایل مذکور دایکندی به کمربند کسردایمی غذایی(                                        ) قرار دارد. اما سه سال خشکسالی پیاپی، جنگ های میان گروهی و بلا کد اقتصادی« نا امنی غذای» را تشدید کرده بود. طوریکه هر خانواده به فکر نا ن شب بود.

   مالکیت و دسترسی به منابع آب و زمین یک مساله بسیار پیچیده در« نظام زمینداری» دایکندی است. یکی ازاین پیچیدگیها، واحد اندازه زمین  و زبان خاص کشاورزی است. مالک زمین را خوندی قول( صاحب قول) و کسیکه  بالای زمین خوندی قول کار میکند بنام « دهقان» یاد می شود. کسی که مقدار معین زمین صالح الزراعه را در بدل مقدار معین غله( گندم، جو، جواری) در هر فصل اجاره میگیرد، بنا م « اجاره دار» و سند آن را بنا م« اجاره خط» یاد میکند. کسی که مقدار معین زمین را در بدل پول نقد به بیعات مجازی خریداری می نماید به نام« گِروخط» یاد میکند. بخاطر اجتناب از ته قباله ای قاضی، قلمانه مفتی، نوک قلم محررو « حق القدم» ارباب اکثر قباله ها عُرفی میباشند. اما در طی دو دهه اخیر، زمین های خوانین و اشخاص غائب در محکمه های تنظیمی خرید و فروش گردیده است. تصفیه حساب قباله های قضات تنظیمی یکی از مشکلات حاد اجتماعی در آینده خواهد بود.

   دهقان در اخیر، هر فصل« چاریکه» ( یک بر چهارم)از محصولات آبی و« پنج یک» ( یک برپنجم)از حاصلات للمی می گیرد. در صورتیکه تخم بذری و گاو قلبه ای از دهقان باشد، محصول نصف می گردد که آنرا بنام « مناصفه کاری» یاد میکند. چراگاه ها مالکیت اجتماعی است. یعنی با زمین و بی زمین استفاده می نماید. اما کشت للمی حق زمیندار است. زیرا مالیه زمین به صورت « ابوالجمعی» پرداخته میشود. لطفاً به یک سند رسمی توجه فرمایید: مکتوب شماره (٣٨٠٢)مورخ12 حوت١٣٠٣ هجری و شمسی:

   ع،ع محمدامان خان حاکم کلان و ص میرزا فقیر محمد خان مدیر مالیه دایزنگی!

   برطبق فرمان مبارک والا سنه ١٣٠٠ مالیات رعایای دایزنگی جمعی است.

   واحد رسمی اندازه زمین جریب نبوده بلکه« خانه دفتر» است. اما در بین طبقه عوام واحدهای بنام«تخمریز» و « پای گاو» بیشتر رایج است. وقتی که من سوال می کردم که«کاکا» چقدر زمین داری، در جواب می گفت ده سیر« تخمریز» یا یک« پایگاو». درک این واژه ها برایم بسیار مشکل بود. بعد ازانکه کامپیوتر لپ تاپ خود را درسر زانو گذاشته و دروازه اکسل را باز نموده کار ضرب و جمع را شروع نمودم، حسابش را در یافتم که یک جریب زمین مساوی« پنج سیر تخمریز» آبی و« سه سیرتخمریز» للمی می شود. یک خانه دفتر مساوی به چهل جریب است. بر اساس این محاسبه فیودال در دایکندی وجود ندارد. تخمریز مقدار گندمی که به زمین افشانده می شود، یک « پای گاو» یک جوره گاوی است که زمین را در یک ماه قلبه میکند. میله پایان فصل کشت را بنا م « قبله تکانی» یاد میکند.

   واحد اندازه آب « آب آسیاب» است.آب آسیاب مقدار آبی است که سنگ آسیاب را در حرکت می آورد. به گونه مثال می گویند آب دریای لزیر قبل از خشکسالی ده « آسیاب» بود و اکنون به چارآسیاب کاهش یافته است. حقابه زمین های آبی بر اساس خانه دفتر توسط« میراب» تعین میگردد. اجوره میراب در اخیر هر فصل یک خروارگندم، یک سیرروغن زرد و یک گوسفند میباشد.

        خانه دفتر بر دو نوع است. یکی میری(٤٨ مثقال) و دیگری بولگ (٣ مثقال). دفتری میری مساوی به چار خورد و د فتر بولگ مساوی به سه خورد است. چون دایکندی سر زمین میرهاست بنابر این نود در صد زمین دفتر میری میباشد. ساحه های ناوه های عمده ازینقراراست: اشترلی(٨٠ خانه) بغل کندو(٦٠) جنگان(٣٧) سنگ تخت (١٠٠). بندر(١٠٠)، سیاه چوب(٩)، دره خودی(٦٠)، طول احمد بیگ (١٧٠)، کیان وپشتروق(٤٠)، چارقول(٦٠)،خوشک(٦٠)، سنگ چیلک(٤٠)، خدیر(٢٠) کورگه (٦٠)، لزیر(١٤)، هجدی(١٦)، دشت(٣٠)،نومیش(١٠) نیلی(٦٠) و سنگ موم(٥٠).

   مالیه زمین را بنام « مالیه زمین» و مالیه حیوانات را بنام« مالیه مواشی» یاد میکند. اما مالیه مواشی را  مردم عوام بنام « شاخی» یا د میکند وقتی که دلیل نام« شاخی» را در دهکده « دهن سای» (بندر)از ریش سفیدان ده پرسان کردم یک  مرد هفتاد ساله که دهنش ازخنده نوبت گفتن نمی داد گفت:« در زمان ظاهر خان حواله روغن زرد ازمواشی آمده بود، مامورین حکومتی از خرو اسپ هم بنام مواشی روغن میخواست. مردم جمع شدند، پیش حاکم رفتند که ماحاضریم از حیوانات شاخدار مانند بز، گوسفند و گاو روغن زرد تهیه کنیم اما نمی توانیم« گلاب به رو» از مرکب و اسپ روغن زرد تهیه نماییم». این خاطره  تقریباً در تمامی دایکندی سر زبان هاست. یک مالیه دیگری بنام « خس بری» نیز وجود داشته است که عقل من در تشریح آن قد نمی خورد.

   بنده بر اساس مشاهدات خود دایکندی را به دو زون زراعتی تقسیم کرده ام که آنها عبارتند ا ز:

(١) زون شمال: این زون بین دامنه های جنوبی تیربند دعا خوان و تیر بند کورگه ـ خدیر( بطرف دره خودی) موقعیت دارد. ناوه های اشترلی، بغل کندو، جنگان، کلیگان،قرامت، خلبرگ، واترمه، تلخک، ارگ لعلی، تگاب سنگ تخت، حسنک، بندر، میراثی، جوی میر هزار، شیخ علی، شیخمیران، نوجوک ـ قوجنقی، خوشک، سیادره، سنگ چیلک وخدیر شامل این زون است.زون شمالی را میتوان بنام « زون زراعت و مالداری» یاد کرد. چراگاه های وسیعی از اشترلی تا جوی میرهزار با ترکیب خار زارها،  خوله زارها زمینه خوبی را برای انکشاف مالداری فراهم ساخته است. گوسفندان ترکی به تدریج جای گوسفندان هزارگی را گرفته است. نیازمندی های روز مره مردم از قبیل چون مواد غذایی و پوشاک از طریق فروش گوسفند تأمین می شود.

   زراعت  معمولاً یک فصله بوده و حاصلات گندم25 سیر و حاصلات جو سی سیر وحاصلات جواری40 سیر در فی جریب میباشد. سر درختی عبارتست از سیب، ناک وآلوبالو. سیل یک بلای طبیعی در تمامی این زون است. در اثر سیلاب های ١٣٧٧ در حدود نصف زمین های آبی تگاب سنگ تخت آسیب دیده بود. سنگ تخت مرکز پیاز کاری است که حاصلات آن درسال١٣٧٨ به ده خروار میرسید.( یک خروارمساوی به هشتاد سیر کابلی است).

  (٢) زون جنوب: این زون شامل ناوه های لزیر، هجدی، دره خودی، طول احمد بیگ، کیان وپشتروق، نومیش، دشت، نیلی وسنگ موم میباشد.این زون را میتوان بنام زون« زراعت و باغداری» یاد کرد. باغ های بادام، چارمغز( جوز) وزردآلو به پیمانه وسیعی انکشاف کرده است. به نسبت کمبود چراگاه ها بیشتر«  بز داری» رواج دارد. بزها را در میان قفس های چوبین که بنام« آغل» یاد می گردد، نگهداری میکنند. گفتنی است که در سایر مناطق هزاره جات« آغل» به دهکده های کوچک اطلاق میگردد. زون جنوب نسبت داشتن منابع آب وخاک های حاصلخیز(لوم) و پرو فایل خاک انکشاف یافته،از پو تانسیال بلند انکشافی برخوردار است. زراعت دو فصله بوده، طوریکه گندم تیر ماهی است و جای آنرا جواری کشت میکنند. حاصل گندم به طور اوسط سی سیر و ازجواری ٥٠ سیر در فی جریب میباشد.

   شیوه زیستن و وابستگی به زمین و پیشة زراعت نیاز به اقلیم شناسی دارد. دهقانان دایکندی تقویم خاصی خود را بنام « توغل» دارد که بر اساس آن نه تنها اوضاع جوی را پیش بینی مینمایند  بلکه فصل کشت، درو وخرمن را نیز عیار میسازد. در مورد « توغل» حرف وسخن زیاد است که در این مختصر نمی گنجد.

   سروی ما در چهل قریه نشانداد که 25 فیصد مردم بی زمین،٧٠ فیصد کمتر از ده جریب زمین وفقط پنج فیصد بیشتر از ده جزیب زمین دارند. این  احصائیه شامل للمی نمی باشد.

  2ـ تجارت

  مال التجاره زون شمال را گوسفند و از جنوب را خشکبار( مخصوصا بادام) تشکیل میدهد. اهالی از طریق فروش این اموال نیازمندیهای غذایی و پوشاک خود را مرفوع می سازد. زنان نقش حیاتی در اقتصاد روستایی دارند( ازهمین نویسنده: نقش  زنان در اقتصاد روستایی هزاره جات. مجله صدف، سال سوم، شماره(٩) سال١٣٧٨، چاپ پشاور)  اینها نه تنها درصنایع دستی بلکه در کارهای زراعتی مانند آبیاری، خیشاوه ، للمی چینی دوشا دوش مردها کارمیکنند. اما به نسبت ترویج فرش های ایرانی وافزایش مصرف روغن و دوغ ازتولیدات گلیم، روغن زرد و قروت کاسته شده است.

   بلاکد اقتصادی طالبان از ماه می١٩٩٧ تا ماه سپتامبر١٩٩٨ سختی های زیادی را در طی پانزده ماه به همراه داشت. ازانجمله خشک کردن سر چشمه های عایداتی مردم مانند مواشی و خشکبار. عدم بازارفروش گوسفند و بادام بحران کمبود پول نقد رابه وجود آورد که در نتیجه تجارت « بارتر» گردید. طوریکه گندم جایگزین « واحد پول» گردید. به گونه  مثال هر راس گوسفند به شش سیر( وزن کابل) مبادله می شد. در حالیکه  درشرایط عادی یک چنین گوسفندی با15تا20 سیرگندم مبادله میشد. یکسیر گندم با دو سیر کشته (آغه خورک) ویکنیم سیر بادام  مبادله می شد. همسایه شمالی دایکندی نیز« حق خدا، حق همسایه» را نادیده گرفت و تحریم «گندم» را اعلام  کرد.

   یکی از مشکلات اصلی روستاها نرخ پائین محصولات است. این مشکل از آنجا ناشی می شود که گوسفند داران و باغ داران توانایی مالی کافی ندارند و برای تأمین نیازمندیهای خود ناچاراند  محصولات خود را به قیمت های نازل در اختیار چولی ها( دلالان مواشی) و علاف ها( دلالان میوه و غله) قرار میدهند.

   درطی دو دهه اخیر دکان و دکانداری به طور چشمگیری افزایش یافته است( برای کسب معلومات بیشتر رجوع شود به انکشاف تجارت طی دو دهه اخیر در هزاره جات،  شماره(٤) مجله تعاون سال١٣٧٩ از همین نویسنده).

 قبل ازجنگ  که دکان هافقط در جوار قلعه ( چونی) حاکم نشین در « خدیر» موقعیت داشت اکنون به میانه ( اشترلی) شینیه ( سنگ تخت) سیلبتو ( بندر) و نیلی گسترش یافته است. لازم به ذکر است که چند دکاندار نیلی از سالیان درازی وجود داشته است.زیرا نیلی زمانی مرکز علاقداری سنگ موم بوده است، امروز نیلی بزرگترین مرکزتجارت بادام به حساب می آید. بر خلاف گذشته که اکثر دکانداران از باشندگان پغمان، جلریز وسرچشمه بودند. اکنون دکانداران ازخود محل اند. حتی صرافی ها نیز وجود دارد. اما اقتصاد و پول در مجموع در دست قوماندانان محلی و اقاریب شان قراردارد. موتر های شش پای در همه جا در رفت و آمداند.

   مردمان بی زمین دقیقا جز اقشار آسیب پذیر و کم در آم جامعه هستند. اقشارکم در آمدی که فقط در فصول علف درو، گندم درو وقلبه کار فصلی دارند. به منظور ایجا د کار باید فابریکه  پشمینه بافی، لبنیات ،مسلخ وسنگ تراشی ایجاد گردد. زیرا آن دکتورین قدیمی « غذای بیشتر تولید کنید تا شکم بیشتری را پرکند.» درمورددایکندی صادق نیست.زیرا زمین بیشتری برای کشت  وجود ندارد، بلکه دکتورین جدیدی« کار بیشتری خلق کنید تا مردم پول بیشتربرای خرید غذا داشته باشند» کاملا صادق است.

   ولایت شدن دایکندی یک گام مثبت برای انکشاف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ومدنی آن ناحیه است.اما تنها ولایت شدن برای رفع محرومیت تاریخی ا« کافی نیست.درقدم نخست باید تشکیلات ملکی آن طور عادلانه تجدید نظر گردد. سپس یک پلان استراتژیک انکشاف مناطق کوهستانی بااستفاده ازمودلی (نیپال) طرح و تشکیل نمود. گذار اززراعتت سنتی به زراعت مدرن با تمرکز تنوع زراعتی، استفاده موثراز منابع، تطبیق تکنالوژی جدید، بازار یابی محصولات زراعتی و دور کردن دلالان از طریق ایجاد کوپراتیف های زراعتی. اگرچه اولسوالی دایکندی از نظر نفوس ووسعت جغرافیایی بزرگتر ازیک ولایت است،اما شهرستان، گیزاب و کجران باید جزولایت دایکندی گردد. زیرا زمانی نه چندان دور صد خانه (شهرستان) و تمران وقو قور( گیزاب) مربوط اولسوالی دایکندی بوده اند. پایان

                                  ٢٧میزان١٣٨٣        تامپا ـ فلوریدا؛ آمريكا

معرفي موقعيت سياسي

دایکُندی یکی از ۳۴ ولایت  افغانستان است. دایکندی پیشتر یکی از ولسوالی‌های ولایت اُروزگان بود ولی در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۴ به عنوان یک ولایت جداگانه تشکیل شد.

مرکز این ولایت شهر نیلی است.  در حال حاضر شاروال دایکندی اولین زن شهردار افغانستان خانم عذرا جعفری می باشد.

دای به معنی قبیله یا سرزمین و بزرگ و با مردم به کار می رفته است. چنانکه در نامهای ترکی مغولی به صورت پسوند و یا پیشوند در نام اشخاص استفاده می شده است. در لهجهء هزارگی دی معنای زیاد، بسته، یکجایی و خرمن را می رساند.

ولایت جدید التأسیس دایكندی در مركز افغانستان موقعیت دارد و با ولایات بامیان، غور، غزنی، ارزگان و هلمند متصل می باشد.  این ولایت، در مدار عرض  البلد 335500 و طول البلد 255500 واقع است و 2400 متر از سطح بحر ارتفاع دارد.

این منطقه دارای آب و هوای متنوع، گرم و سرد، ارتفاعات و پستی های اندك و جلگه های سر سبز و به طور مجموع كوهستانی است و یكی از محروم ترین و صعب العبور ترین نقطه ی كشور می باشد با وجود كوهستانی بودن مناطق مختلف این ولایت نمی توان حتی یك متر جاده موتر رو آسفالته پیداكرد، هیچ پل برای عبور و مرور این مردم تا كنون ساخته نشده است و اگر در بعضی از مناطق این ولایت سرك موتر رو و آن هم به صورت بسیار محدود وجو دارد، توسط خود مردم و اهالی منطقه با امكا نات محدود و به صورت غیر استاندارد و بدون رعایت مسایل ایمنی ساخته شده و هر از چند گاهی نیاز به تعمیر دارد این نبود كمترین امكان ار تباط و راههای مواصلاتی بین مناطق مختلف این ولایت و همچنان با ولایات هم جوار و مركز كشور خود علت مزید بر فقر و نابسامانی این مر دم است و در زمستان به مدت 6 ماه راهها به روی این مردم بسته است.

به صورت كل، باید گفت كه مردم دایكندی از هر گونه امكانات رفاهی، تحصیلی و آموزشی، بهداشتی، امور درمانی كه منجر به بی سوادی مطلق فقر شدید، شیوع بیماریها ی مختلف، افزایش مرگ و میر مادران بوده، در طی سالیان متمادی هیچ گونه توجهی از طرف دولت های مختلف در این جا صورت نگرفته است. وجود جنگها و نبود دولت مركزی در سالهای اخیر و عدم توجه حكمرانان و سلطه داران منطقوی به هیچ چیزی به جز منافع شخصی شان فكر نمی كردند.

دایكندی، دارای مساحت 22019  كیلومتر مربع و 2846 قریه و تعداد 723980 نفر نفوس می باشد و دارای 9 ولسوالی. از لحاظ سیستم اداری و حكومتی  این ولایت دارای 9 واحد اداری است؛ یعنی، دارای 9 ولسوالی است كه مركزیت ان در منطقه ی بادام خیز "نیلی" قرار دارد.

ولسوالیهای آن هر یك: نیلی؛ شهرستان، میرآمور، اشترلی، سنگ‌تخت و بندر، كیتی، كجران، و گیزاب است كه البته تا هنوز ادارات دولتی اكثر نقاط ولایت غیر فعال است و به طور نمونه ولسوالی گیزاب فاقد اداره حكومتی است و دایكندی به لحاظ حضور نیروهای طالبان و وابستگان آن هنوز بر آن ولسوالی تسلط ندارد.

الف) نفوس

تعداد نفوس: از لحاط جمعیتی و قومی: در این ولایت اقوام هزاره، پشتو و بلوچ ساكن می باشند كه بالاترین نفوس را هزاره ها تشكیل می دهند.

ولسوالی نیلی: به مركزیت ولایت دایكندی دارای 165 قریه و95340 نفوس و به مساحت 780 كیلومتر مربع  مساحت می باشد كه دارای آب و هوای معتدل و تقریبا گرم سیر می باشد.

ولسوالی خدیر: به مر كزیت خدیر دارای 294 قریه 1920 كیلومتر مربع  مساحت  و دارای 83400 نفر نفوس كه دارای آب و هوای نیمه معتدل دارد.

ولسوالی اشتر لی: ولسوالی اشتر لی به مر كزیت شیخمیران دارای 343 قریه 1890 كیلو متر مربع مساحت و به تعداد 88340 نفر نفوس می باشد  و دارای آب و هوای نیمه معتدل می باشد.

ولسوالی سنگ تخت-بندر: ولسوالی سنگ تخت-بندر، به مر كزیت دهن "سیلبیتو" ی بندر كه دارای 290 قریه 1095 كیلومتر مربع  مساحت و به تعداد 78900  نفر نفوس می باشد، این ولسوالی دارای آب و هوای سرد می باشد.

 ولسوالی شهرستان: به مركزیت القان دارای 290  قریه و دارای 4653 كیلومتر مبع مساحت و به تعداد 72450 نفر نفوس دارای آب و هوای نیمه معتدل  می باشد.

ولسوالی میرا مور: به مر كزیت تگاب كه دارای 326 قریه و دارای 1921 كیلومتر مربع مساحت و به تعداد 88400 نفر نفوس می باشد كه دارای آب و هوای نیمه معتدل می باشد.

ولسوالی كجران  به مر كزیت كجران دارای 326 قریه و دارای 1610 كیلومتر مربع مساحت و به تعداد 73800 نفر نفوس می باشد، این ولسوالی دارای آب و هوای گرم سیر می باشد.

ولسوالی كیتی: به مر كزیت دشت كیسو، 196 قریه و دارای 1610 كیلومتر مربع مساحت و به تعداد 64900 نفر نفوس می باشد این ولسوالی دارای آب و هوای گرم سیر می باشد.

ولسوالی گیزاب: به مر كزیت "چونی" دارای 126 قریه و4240 كیلومتر مربع مساحت و به تعداد 78450 نفر نفوس می باشد و دارای آب و هوای گرم می باشد.

ولایت دایكندی یكی از ولایتهای پر نفوس افغانستان می باشد و تر كیب جمعیت از نظر جنسیت 48 فی صد نفوس را اناث و 52 فی صد  نفوس را مردان تشكیل می دهد و از جایگاه سواد در حداقل قرار دارد. تعداد مر گ و میر در بین زنان و اطفال زیر 5 سال فوق العاده  بالاست و میانگین عمر در حدود 60 سال است كه این  خود بیانگر آمار فوتی در بین مردم این ولایت است 80 فی صد اراضی این ولایت كوهستانی است تا هنوز سروی دقیق از منابع زیر زمینی این ولایت صورت نگرفته است و بیشترین تركیب جمعیت از نظر سنی بین 10 تا35 سال تشكیل می شود، كه این جمعیت جوان دارای قدرت و توان كار بوده؛ اما، با كمال تأسف، تا كنون هیچ گونه زمینه كار برای این جمعیت جوان  فراهم نیست و اکثر این جوانان آواره ی دیار بیگانه گان است.

ب) فرهنگي

از لحاظ وضعیت فر هنگی: این ولایت نا انكشاف یافته ترین و محروم ترین منطقه در كشور است. اكثر ولسوالیها،  قرات فاقد مكتب، مدرسه و فضای آموزشی است و در دولت محترم فعلی و موسساتی جونDHSA , APEP   و غیره هنوز هم صدها دختر و پسر این ولایت از نعمت درس خواندن محروم است. مقاطع تحصیلی متوسطه و لیسه در بعضی جاهای این ولایت موجود است؛ در مركز ولایت بالاترین مقطع درسی تا صنف 8 فعال است. البته، بهترین منطقه از لحاظ وجود فضای آموزشی در كل ولایت ولسوالی شهرستان است. از لحاظ امكانات فرهنگی: اطلاع رسانی و حضور نهادهای مدنی باید گفت كه این ولایت دارای یك  رادیوی محلی با موج FM   است كه از مركز ولایت را تحت پوشش قرار می دهد.

راههای مواصلاتی: از لحاظ راههای مواصلاتی و سرگ اكثر قرات، قصبات و ولسوالیها فاقد راههای مواصلاتی است. در طول سال به مدت 5 ماه راههای مواصلاتی مركز ولایت به پایتخت و ولسوالیها به مركز ولایت و بالعكس باز است و سپس به خاطر صعب العبور بودن، برف، نبود پل و پلچك قطع می شود.

طبی و بهداشتی: در مورد وضعیت صحی این ولایت نیز قابل ذکر است ینكه بسته در تمام ولایت شاید 5 یا 6 كلینیك بیشتر موجود نباشد و دسترسی به دوا و درمان و امكانات طبی و بهداشتی برای اكثر باشندگان ولایت میسر نیست و به تازگی ریاست صحت عامه دایكندی  دفترش را دایر كرده است كه به خاطر عدم تخصیص امكانات چندان فعال نیست.  امنیتی: دایكندی  به استثنای ولسوالی گیزاب به طور مجموع امن وآرام است و مردم  روز وشب  شان را با خیال راحت  سپری می كند  و مشغول غریب كاری و زندگی شان است.

[1] . تامپا، « از دایزنگی تا دایکندی»؛ مجله تعاون، شماره(٦)، چاپ پشاور، سال١٣٧٨.