طراحی سایت
دوشنبه 3 میزان 1396.
امروز
الإثنين 5 محرم 1439.
برابر با
Sep 25 2017.
و

فصلنامه روزگار

ورود به سایت

چکیده
مفهوم بهار در آیینه ادبیات دینی، قلمرو گسترده‌ای دارد که فقط شامل، بهار طبیعت نمی‌شود بلکه شامل بهار قرآن یعنی ماه مبارک رمضان؛ بهار علم دانش یعنی قرآن، بهار نیازمندان، یعنی ماه رمضان، بهار عبادت، یعنی فصل زمستان، بهار جهان یعنی وجود گرامی نبی مکرم اسلام (ص) بهار دل و جان یعنی قرآن، و بهار مردم یعنی مهدی فاطمه که ظهورش بهار همگانی و واقعی را برای جامعه دردمند امروز بشری که از انواع ستم، فقر و فساد و تبعیض به ستوه آمده و در سیلاب رنج جانکاه دست و پا می‌زند، نیز می¬شود. در این نوشته به بررسی کوتاه این مصادیق می‌پردازیم. به امید رسیدن بهار جهان آرای مهدوی و شکوفای فضائل انسانی در عالم خاکی.
واژه‌های کلیدی: بهار، طبیعت، قرآن، فقرا، شکوفای
پیش درآمد
درمیان واژه‌ها، شاید دلنشین تر از کلمه بهار وجود نداشته باشد. کلمه که با شنیدن آن طراوت و زیبایی و سر سبزی امید را در ذهن انسان تداعی می‌کند. وقتی واژه بهار را می‌شنویم، نا خودآگاه بهار طبیعت، در ذهن ما می‌آید. مثل، شکوفا شدن گل‌ها، سبزه‌ها، روئیدن گیاهان و جوانه زدن درختان. اما وقتی واژه را از دیدگاه دین می‌نگریم، در می‌یابیم که بهار در ادبیات دینی، مفهوم بسیار گسترده دارد و هر چیزی به تناسب و فرا خوار خود بهاری دارد.
نگاه ژرف به این واژۀسبز و امیدبخش در فرهنگ دینی، بازنمودهای زیباتری را به روی ما می‌گشاید. پس از بهار طبیعت، بهار معنویت را در ابعاد گوناگون زندگی انسان‌های با ایمان برای ما به نمایش می‌گذارد. آری در وراء بهار گل، بهار دل هم وجود دارد، غیر از این بهار ظاهری، بهار باطنی نیز خودنمایی می‌کند. بهار طبیعت راهی برای درک کردن و رسیدن به بهار معنویت است. پیامبر گرامی(ص) در این زمینه می‌فرماید: «اذا رأیتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ وقتی بهار از راه رسید، به یاد روز قیامت باشید.
در این مقاله تلاش خواهد شد که تا مفهوم فرح¬بخش بهار در ادبیات دینی و انواع آن را از نگاه معصومین دست¬یافته و با این واژه در فرهنگ دینی شناخت بیشتری پیدا کنیم تا علاوه بر جسممان که از بهار طبیعت، شادابی و سر زندگی را به ارمغان می‌آورد، روح و روان ما از بهار معنویت، نشاط ربّانی و فرح ملکوتی کسب کند.
1 ـ بهار طبیعت
سخن از فصل‌های چهارگانه در روایات دینی و ادبیات کهن زیاد است. ادبیات فارسی پر از نشانه‌ها و نمادهای آشنا در زمینه تغییر و تحول فصل¬ها انسان‌ها است که در قالب مثل‌ها و داستان‌ها کوتاه و بلند و یا در قالب ادبیات شفاهی از نسل گذشته به نسل امروزی رسیده است.
در آموزه‌های دینی نیز بر این مسئله تاکید شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اغتنموا برد الربیع فإنه یفعل با بدانکم ما یفعل باشجارکم»؛ هوای بهاری را مهم به شمارید؛ زیرا همان‌گونه که درختان را سبز و خرم می‌کند، بدن‌های شما را نیز شاداب و سالم می‌نماید.
پیامبر گرامی (ص) در ادامه همین مطلب می‌فرماید: «واجتنبوا برد الخریف فإنه یعفل بابدانکم ما یفعل با شجارکم»؛ از سرمای پاییزی بپرهیزید؛ زیرا بدن‌های شما را نیز همانند درختان، به زردی و بیماری می‌برد.
بهار طبیعت و نیاز بشر به این فصل حیات آفرین را امیرالمؤمنین (ع) چنین توصیف می‌کند: خدایا! رحمت خود را با ابر پر باران و بهار پر آب و گیاهان خوش منظر و شاداب، بر ما نازل فرما! باران درشت قطره بر ما ببار که مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما بازگرداند.
خدایا! ما را با باران سیراب کن زنده کنند، سیراب سازند، فراگیر، پاکیزه و با برکت، گوار او پر نعمت، گیاه آن بسیار، شاخه‌های آن به بار نشسته و برگ‌هایش تازه و آبدار باشد. چنان باران ببار که ناتوان را توان بخشی، و شهرهای مرده را زنده سازی.
خدایا! بارانی ده که بسیار ببارد، زمین‌های بلند ما پر گیاه شود، در زمین‌های پست آب روان گردد و نعمت‌های فراوان در اطراف ما گسترش یابد تا با آن میوه‌های ما بسیار، گله‌های ما زنده و فراوان، و سرزمین‌های دورتر از ما نیز بهره‌مند گردند، روستاهای ما از آن نیرومند شوند. این‌ها همه از برکات گسترده بخش‌های فراوان تو باشد که بر سرزمین‌های فقرزده و حیوانات وحشی ما نازل می‌گردد.
خداوندا بارانی ده دانه درشت که پیوسته برای سیراب شدن گیاهان ما ببارد، چنانکه قطرات آن یکدیگر را برانند و دانه‌های آن به شدت به اهم برخورد نمایند، نه رعد و برقی بی باران، و ابر بی ثمر و کوچک و پراکنده و نه دانه‌های ریز باران همراه با بادهای سرد.
خدایا باران پر آب فرو فرست که قحطی زدگان به نعمت‌های فراوان رسند و آثار خشکسالی از میان برود که همانا توی خداوندی که پس از نا امید شدن مردم باران را فرو می‌فرستی و رحمت خود را همه جا گسترش می‌دهی و توی سرپرست نظام آفرینش که سزاوار ستایش هستی.
2 ـ بهار قرآن
در روایتی امام صادق (ع) ماه مبارک رمضان را بهار قرآن معرفی می‌فرماید: «لکل شیئی ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان»؛ هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.
هرچند قرآن همواره نزد مردم است و قرائت می‌شود، ولی در ماه رمضان توجه مردم به این کتاب آسمانی بیشتر می‌گردد. هزاران ختم قرآن صورت می‌گیرد و در بسیاری از جلسات مباحث تفسیری صورت می‌گیرد، بنابراین فصل شکوفایی و توجه به قرآن در ماه رمضان زیادتر می‌شود. آری رمضان ماه نزول قرآن و ماه تجدید میثاق با قرآن است و در این ماه جامعه اسلامی به سوی آموزه‌های بلند قرآنی حرکت می‌کند. این همه در بعد کمیت توجه به قرآن در این ماه مبارک است.
از نظر توجه به بعد کیفیت نیز در این ماه، بسیار سفارش شده است که دارای آثار و برکات فراوان می‌باشد.
در این باره امام رضا (ع) می‌فرماید: «من قرأ فی شهر رمضان آیۀً من کتاب الله عزً و جل کمن ختم القرآن فی غیره من الشهور»؛ هر کس در ماه رمضان، یک آیه از قرآن تلاوت نماید مانند این است که در ماه‌های دیگر یک ختم کرده باشد.
براساس این روایت اگر آدم در حال که نشسته است. بسم الله را بگوید، گویا یک ختم قرآن نموده است و این برکت از ویژگی‌های ماه رمضان است. از اینجا ارتباط قرآن و رمضان به خوبی روشن می‌شود اینکه رمضان را بهار قرآن نام‌گذاری شده، اسم با مسمی‌ای است. البته نا گفته نماند که مهم‌تر از صرف قرائت، فهم و درک معانی آیات است که باید در این ماه مورد عنایت مضاعف قرار بگیرد.
وقتی از راه مطالعه یا حضور در نشست‌های قرآنی، قرائت آن ثواب چندین برابر نسبت به ماه‌های دیگر به دست می‌آید، باید از راه اندیشه و تدبرّ در کلام وحی، مراد خداوند را به دست آورد که به عنوان مثال معنای رحمان، رحیم و... چیست؟ و چرا خداوند در ابتدا هر سوره،¬ بسم الله الرحمن الرحیم را ذکر کرده است. قرآن گنجینه بهار معارف الهی است، مگر می‌شود کسی گنجینه‌ای را بگشاید ولی ننگرد که درون آن چیست؟ و چند می‌ارزد و به چه کار می‌آید؟
آیات را باید از زاویه به صحنه و از لفظ به عینیت آورد. قرآن بهار دل‌های خزان زده است و دلی که با قرآن زنده شود هرگز افسرده نمی‌شود.
3 ـ بهار فقرا
ماه مبارک رمضان نه تنها بهار قرآن معرفی شده، بلکه به عنوان بهار فقرا نیز مطرح است. قرآن در این ماه بر پیامبر نازل شد، این ماه رحمت و برکت است و این ماه را ماه فقرا و بهار تهی‌دستان معرفی می‌نماید: «رمضان شهر الله تعالی استکثروا فیه من التهلیل و التکبیر و التحمید و التمجید و التسبیح و هو ربیع الفقرا؛ رمضان ماه خداوند متعال است. در این ماه زیاد کلمه توحید و ذکر لا اله الاّ الله و تکبیر الهی و حمد و ستایش و تمجید او و تسبیح و تقدیس خداوند نمایید و آن بهار فقرا است».
مراد از فقرا در این روایت چه فقیران معنوی باشد یا تهی دستان مادی، ماه رمضان برای فقر معنوی و مادی، رحمت و برکت است.
برای روشن شدن این مسئله که ماه رمضان بهار فقرا است. در بسیاری از کشورهای اسلامی، نهادهای خیریه و یا افرادی خیری به اطعام نیازمندان و ایتام در این ماه اقدام می‌کنند. نیازمندانی که در این ماه اطعام می‌شوند بیشتر از ماه دیگر است.
به راستی اطعام یتیمان در ماه رمضان که منسوب به پدر یتیمان یعنی؛ امیرمومنان(ع) است، چه روش حسنه‌ای در جامعه است. از طرفی نیز، در این ماه کریم اهل‌بیت(ع) امام مجتبی پا به عرصه هستی نهاده و به اطعام و کمک به نیازمندان معنای دیگر بخشیده است. او که زبان زد، جود و سخاوت بعد از پدرش امیرمومنان(ع) به شمار می‌رود، در این ماه که بهار نیازمندان هست به دنیا آمد و خورشید لطف و احسانش بر نیازمندان تابید.
آری! این خود رمزی است که شیعیان حضرت در این ماه که هم منسوب به پدر یتیمان، امیرمومنان(ع) است و نیز ماه تابش خورشید جود و کرم امام مجتبی(ع) از رسیدگی به بینوایان و نیازمندان از مؤمنان دریغ نورزیدند که خداوند دو تا نشانه بزرگ برای این کار زیبا در این ماه قرار داده است؛ شهادت امیرمومنان(ع) و ولادت امام مجتبی (ع).
اطعام و رسیدگی به نیازمندان در این ماه یک امر خداپسندانه است که در یک جامعه اجرا شود، با توجه به رفتار ائمه در این امر که رسیدگی به نیازمندان را در سرلوحه کار خویش قرار می‌دادند. خانواده فقیر را به فراخور حالش و البته شرایط استطاعت خودشان در این ماه رسیدگی می‌کردند. اگر این سنت حسنه در همه محله‌ها و مناطق محروم عملی شود و هر کسی به یاری آشنایان، بستگان و همسایگان نیازمند خود بشتابند در همه جامعه، بوی خوش خدمت به مشام می‌رسد و باید اضافه کرد که بوی بهشت استشمام می‌شود؛ زیرا امام سجاد (ع) در روایتی می‌فرماید: «الصدقۀ‌ تقع فی یدالله قبل ان تقع فی یدالسائل؛ صدقه پیش از اینکه به دست نیازمند برسد. به دست خدا می‌رسد».
این روایت در اهمیت رسیدگی به نیازمندان به طور مستقیم به این مطلب اشاره دارد که دریافت کننده واقعی خداوند است و از آن طرف این رفتار در پیشگاه الهی یک عملی بسیار بزرگ به حساب می‌آید.
در روایت دیگر آمده است که هر وقت صدقه دادید دستانتان را ببوسید.
4 ـ بهار دل‌ها
در روایتی از پیامبر گرامی آمده است که آنحضرت از قرآن به عنوان بهار دل‌ها یاد می‌کند و می‌فرماید: «فإنّ هذالقرآن حبل الله المتین، فیه اقامۀ العدل و ینابیع العلم و ربیع القلوب؛ این قرآن ریسمان الهی میان خداوند و مردم است که در آن برپای عدالت در جامعه و چشمه‌های جوشان دانش و طراوت بهار دل‌هاست».
در این استعاره، قرآن را برای دل‌های بیدار همانند بهار برای شتران در حالی خوردن سبزی‌های بهاری قرار داده است؛ زیرا دل آدمی با تدبرّ و تأمل در قرآن بهره می‌برد همان‌گونه که شتران از گیاهان سبز بهاری منفعت می‌برند. این کتاب آسمانی برای انسان غذای روح است و آن گیاه برای حیوان غذای بدن است. شاید هم مراد این باشد که جان و روان آدمی از احکام و آداب انسان‌ساز قرآن شکوفا می‌شود همانند جوشیدن چشمه‌ها در فصل بهار.
انس با قرآن قلب انسان را روشن و نورانی می‌کند و دل را جلوه تازه می‌بخشد؛ همان کاری که بهار با طبیعت انجام می‌دهد، قرآن با دل آماده مؤمنان انجام می‌دهد. بنابراین دل‌ها بهاری می‌شود.
در این میان بازهم بهترین کلام را امیر کلام امام علی (ع) در این باره بیان می‌فرماید: قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل‌هاست. از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه‌های بیمار است و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سودبخش‌ترین داستان‌هاست؛ زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، همانند جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه محبت برای او قوی‌تر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خداوند سزاوارتر به نکوهش است. در جای دیگر نیز پس از آنکه مردم را به پرهیز از بدعت و توجه به حلال و دوری از حرام، دعوت می‌نماید، دست مسلمانان را به دست قرآن می‌سپارد و آنان را به این پیوند وثیق الهی حواله می‌دهد:
همانا خداوند سبحان کسی را به چیزی چون قرآن پند نداده است که قرآن ریسمان استوار الهی و وسیله ایمنی بخش است. در قرآن بهار دل، و چشمه‌های دانش است، برای قلب جلای جز قرآن نتوان یافت، در جامعه‌ی که بیدار دلان در گذشته‌اند و غافلان و تفاضل کنندگان حضور دارند.
ارباب سخن، چه زیبا اهمیت تمسک به قرآن و نیاز بشر به پیروی از دستورات حیات بخش این معجزه جاویدان را ترسیم می‌نماید گویا این بیان مال همین روزگار است.
5 ـ بهار دانش
امیرمؤمنان (ع) نه تنها قرآن را بهار دل‌ها معرفی می‌نماید، بلکه در همین خطبه از قرآن به عنوان بهار و سرچشمه دانش یاد می‌کند.
به راستی علوم و معارف سعادت بخش را جز از منبع وحی الهی از کدام جایگاه می‌توان بدست آورد؟ آب گوارا و زلال را جز سرچشمه وحی از کدام جویبار علم معرفت می‌توان نوشید؟
امروز جامعه اسلامی عموماً و جامعه شیعی به‌ویژه به همان اندازه که از آموزه‌های انسان‌ساز و سعادت بخش این منبع فیاض و پایان ناپذیر الهی، فاصله گرفته‌اند، بیشتر در حیرت و جهالت غرق شده‌اند امروز در دانشگاه‌های ما علوم انسانی را از افکار آلوده و گاه ظلمانی اندیشمندان غربی، اخذ می‌کنند و به روح و روان فرزندان شیعیان تزریق می‌نمایند. آن وقت نتیجه همین می‌شود که روزبه روز وضعیت فرهنگی و اعتقادی جوانان و جامعه ما روبه نابودی می‌رود و ماه فضلت و انسانیت در آسمان زندگی ما به محاق فرو می‌رود. از این جهت است که قرآن ناطق ولی مؤمنان(ع) و امیربیان، قرآن مجید را فرونشانند، عطش علمی دانشمندان و باران بهاری برای قلب فقیهان معرفی می‌کنند. پس از بیان نعمت بی‌بدیل بعثت رسول گرامی اسلام که آورنده‌ای این کتاب جامع انسانیت و سعادت برای جامعه بشری است. می‌فرماید:
سپس قرآن را بر پیامبر (س) نازل فرمود. قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریای است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله‌ی است که نور آن تاریک نشود، جدا کننده حق و باطل است که در خشش برهانش خاموش نگردد.
بنایی است که ستون‌های آن خراب نشود، شفا دهنده‌ی است که بیماری‌های وحشت انگیز را از بین ببرد، قدرتی است که یاورانش شکست ندارد، و حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند. قرآن، ایمان واصل آن است، چشمه‌های دانش و دریاهای علوم است، سرچشمه عدالت، جویبار جاری عدل و داد است، پایه‌های اسلام و ستون‌های محکم آن است.
نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین‌های آن‌ها است. دریای است که تشنگان آن آبش را تمام نتوانند کشید، و چشمه‌ای است که آبش کمی ندارد، محل برداشت آبی است که هر چه از آن بر گیرند کاهش نمی‌یابد، منزلی است که مسافران راه آنرا فراموش نخواهند کرد، نشانه‌های است که روندگان از آن غفلت نمی‌کنند، کوهسار زیبایی است که از آن نمی‌گذرند.
خداوند قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده وسیع برای صالحان قرار داده است. قرآن داروی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی‌شود، ریسمانی است که رشته‌های آن محکم، پناهگاهی است که قله آن بلند، نیرو قدرتی است برای آن کس قرآن را برگزینند، محلی امنی است برای هر کس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانی است بر آن کس که با او سخن بگوید. عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند، نجات دهنده است برای آن که حافظ آن باشد و به آن عمل کند. رهبر آن کس را به کار گیرد. نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد، سپر نگه‌دارنده است برای آن کس که با آن خود را بپوشاند و دانش کسی است که آن را به خاطر بسپارد، حدیث کسی است که از آن روایت کند. فرمان کسی است که با آن قضاوت کند.
6 ـ بهار جهان
در روایات از وجود رحمۀللعالمین، سرور کائنات اشراف مخلوقات و دایره پرگار هستی حضرت رسول گرامی اسلام، به عنوان بهار جهان یاد شده است.
امام صادق(ع) فرموده‌اند: «إتبعثه رحمۀً للعباد و ربیعاً للبلاد». خداوند منان وجود مبارک پیامبر اسلام را رحمت برای بندگانش و بهار سبز و زیبا برای دنیا فرستاد.
امیربیان(ع) در نهج‌البلاغه به مناسبتی به بیان این می‌پردازد که وجود بی بدیل پیامبر(ص) چگونه برای عالمیان و کل جهان نعمت بسیار گران بها بوده است.
ایشان در تعدادی از خطبه‌ها به ترسیم شرایط سخت و غیر انسانی مردم جزیره‌ی العرب در دوران قبل از بعثت و زمان بعثت می‌پردازد. در فرازهای دیگر به تبیین شخصیت پاک و با عظمت پیامبر(ص) و بیان ویژگی‌های فوق انسان آن نمونه آفرینش اقدام می‌نماید و سپس به رهاورد بعثت پیامبر و تحولات اساسی که در جامعه پدید آمد اشاره می‌کند.
در خطبه 89، روزگار بعثت را این‌گونه توصیف می‌کند: خداوند پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود که از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت‌ها گذشته، ملت‌ها در خواب عمیق فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ زبانه می‌کشید و دنیا تاریک و پر از مکر و فریب گشته بود. برگ‌های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبود، آب حیات فرو خشکیده و نشانه‌های هدایت کهنه و ویران شده بود. و سرانجام در خطبه 198 به این معنا تصریح می‌کند که وجود پیامبر(ص) باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران بود: خداوند محمد(ص) را هنگامی به پیامبری بر گزید که دنیا به مراحل پایانی رسیده و رونق آن به تاریکی گرائیده و موجودات در آستانه مرگ و اسباب حیات در هم ریخته بود. در این وقت خداوند پیامبر(ص) را ابلاغ کننده رسالت، افتخارآفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سر بلندی مسلمانان و عزت و شرافت یارانش قرارداد.
مردم از سر نعمت بعثت پیامبر(ص) و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده‌اید که حتی کنیزان شما را گرامی می‌دارند، به همسایگان شما محبت می‌کنند، و احترام متقابل شکل می‌گیرد.
این فراز را با کلام وحی به فرجام می‌بریم که از بعثت پیامبر (ص) به عنوان منت یاد می‌نماید: همانا خداوند بر مؤمنان منت نهاد که درمیان آن‌ها پیامبری از خودشان برگزید تا آیات الهی را بر آنان تلاوت نماید و آن‌ها را پاکیزه کرده و رشد دهد و آنان کتاب و حکمت بیاموزد هرچند که قبل از آن در گمراهی آشکار بودند.
7 ـ بهار مؤمن
حدیث معروفی که از پیشوایان و امامان معصوم(ع) و گاه از رسول اکرم(ص) روایت شده که فصل سرد و سفید زمستان را بهار مؤمن معرفی نماید: «الشتاء ربیع المؤمن یطول فیه لیله فیستعین به علی قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به علی صیامه»؛ زمستان بهار مومن است؛ زیرا شبش طولانی است و کمک نماز شب است و روزش کوتاه است و کمک روزه گرفتن است.
عین همین حدیث از پیامبر در وسایل شیعه نیز آمده است:
نکته‌ای آغازینی که از این حدیث به دست می‌آید این است که هرچه از خداوند به بندگانش می‌رسد نعمت بزرگ است که شکران لازم است، هدیه بزرگ زمستان به مؤمنان بیدار دل، شب‌های بلند آن است که فرصت راز و نیاز با معبود بنده نواز را به بنی آدم می‌دهد. روزهای کوتاه و شب‌های بلند، خاصیت زمستان است و استفاده از این فرصت زیبا، ویژگی بندگان عاشق که در شب‌های زمستان با آن آرامش ذاتی و سکوت معنادار شب‌هایش که فقط ذکر باد سرد و نجوای شبانه درختان عریان را نظاره می‌کند، اشک خوف و شوق بریزد و همنوا با طبیعت به ظاهر سرد زمستانی به نجوای گرم شبانه با خالق هستی بپردازد. با نقل سفارشی از رسول گرامی اسلام به امیرمومنان در مورد نمازشب، به این فراز پایان می‌دهیم:
یا علی! بر تو باد نماز شب، برتو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب. آیا نمی‌نگرید به آنان که در شب نماز می‌گذارند، زیباترین مردم هستند؛ زیرا که آن‌ها در شب برای پروردگار نمازگزارده‌اند و خداوند هم از نور خود بر آن‌ها پوشانید.
8 ـ بهار مردم
اینک در پایان نگارش این بهارستان، می‌رسیم به آخرین فصل بهار جهان هستی، امید سبز مردم و یگانه حامی انسان‌های محروم گسترش دهنده عدالت در جهان بشریت مهدی فاطمه (عج).
آری! تا اینجا از انواع بهار گفتیم و هفت تا بهار را و به تعبیری هفت خوان بهار از نظر گذاراندیم و هفت باغ بهار را به نظاره نشستیم. اما آنچه بشر آرزو دارد، بهار طولانی و همگانی و نشاط فراگیر است، بهاری که تمام نقاط زمین را فراگیرد و تمام موجودات را زیر بال خود قرار دهد و تمام دل‌ها را سرسبز سازد.
در متون دینی ما به این آرزوی بشری و تحقق آن اشاره شده است و در سلام¬نامه‌ای امام زمان (ع) از آن ولی خدا به عنوان بهار مردم یاد شده است: «السلام علی ربیع الأنام و نضرۀ‌ الأیام»؛ سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران.
گل من را بهار بی خزان است گل من مهدی صاحب زمان است.
وجود امام عصر (عج) به فصل حیات آفرین بهار تشبیه شده است؛ زیرا یکی از معانی ربیع، بهار است و معنای دیگر آن، باران بهاری است که زمین را سرشار از نعمت سرسبزی و طراوت می‌سازد و گل‌ها و گیاهان را زندگی نوین می‌دهد.
این واژه نیز معنای گسترده‌ای دارد و فقط شامل انسان‌ها نمی‌شود بلکه شامل همه موجودات زمین می‌شود، بلکه همه هستی را در عالم امکان در بر می‌گیرد. بنابراین امام زمان را بهار هستی باید نامید نه فقط بهار مردم. اما به گونه‌ای ویژه بهار مردم اسیر در بند نفسانیات و گرفتار غفلت و جهالت و دشمنان درونی و بیرونی است.
آری در عصر بهار، ظهور شاهد جلوه‌های خاص بهاری خواهیم بود. از ویژگی این عصر، بهاری بودن آن است یعنی شکوفایی و رشد فضایل انسانی و رونمایی از همه استعدادها و ظرافیت¬های وجودی انسان.
امام زمان (عجج) زنده¬کننده عدل ومهر بانی است و عصر ظهور، عصر مهر و عدالت و فضیلت خواهد بود لذا ایشان را بهار امت خطاب می‌کنیم.
امام رضا(ع) در حدیثی می¬فرمایید: به هنگام ظهور حضرت حجت، جهان به نور پروردگار می‌درخشد و امام (ع) میزان را به عدل میان مردم قرار می¬دهد و دیگر کسی در حق کسی ستم نمی‌کند. آری عصر ظهور، عصر زیبای، نوآوری، شکوفای و خوبی¬هاست. هنگام ظهور از کویرها و خشکی¬ها نباید سخن گفت، زیرا خداوند با باران رحمتش، جهان را سیراب خواهد نمود. ظهر امام زمان (عج) بهار مردمان و شادی روزگاران است و اگر کسی به امام زمان متصل شد به نشاط حقیقی می‌رسد. اگر گل فاطمه(س) در گلستان زندگی‌مان شکوفا شود، به زندگی انسانی و نشاط معنوی دست می‌یابیم پس برای همراه شدن با گل هستی بوستان روح و روانمان را باغبانی نمایم. امیرمؤمنان(ع) نیز نوید آمدن ایشان را می¬دهد: که بدانید آن کس از ما (امام زمان ع) که فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغ روشن گر در آن گام می‌نهد و بر همان سیره و رویش پیامبر(ص) و امامان (ع) رفتار می‌کند تا این که ملت‌های اسیر را آزاد و گمراهان ستمگران را نابود و عدالت خواهان را جمع و یاری می¬کند و...
اینک این نگارستان بهاری را که هشت بوستان بهاری را در آن به نگارش گرفتیم و به عدد درهای بهشت پنجره¬ی بهاری به روی اهل پژوهش گشودیم و از بهاری گل(طبیعت) آغاز و با بهاری گل(گل فاطمه) به انجام رساندیم، با شعر در وصف آن گل همیشه بهار، به فرجام می¬بریم.
بهار از پشت چشمان تو ظاهر می¬شود روزی زمین با ماه تابانت، مجاور می¬شود روزی
به جز رنگین کمان در شهر، دیوار نمی¬ماند خدا در کوچه¬های شهر، عابر می¬شود روزی
بیابان¬ها به گرد کوه¬ها چون تاک می¬پیچد زمین، سرمست از این رقص مناظر می¬شود روزی
تمام برکه¬ها را خوی دریا می¬دهی ای ماه درخت از شوق تو مرغ مهاجر می¬شود روزی
ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد حریر و نور و گل فرش معابر می¬شود روزی
چه باک از طعنه نا باوران؟ ما خوب می¬دانیم که شب می¬میرد و خورشید ظاهر می¬شود روزی
سمند نور، زلف تیرگی¬ها را بر آشوبد به فرمان که چشم تو صادر می¬شود روزی
تو باقی مانده حقی، به زیتون و زمان سوگند تمام عصرها با تو معاصر می¬شود روزی
در و دیوار، دیوان غزل¬های تو خواهد شد و حتی سنگ، با نام تو شاعر می¬شود روزی
«شعر از حامد حسین خانی»

منابع:

قرآن.
نهج‌البلاغه.
پایگاه خبری عزیزستان.
زکی، عبدالله؛ وبلاگ قرآن و حدیث.
سید رضی؛ المجازات النبویه؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، 2007م.
الشعری؛ نوادر؛
شیخ صدوق؛ امالی؛ تهران: کتابخانه الاسلامیه، 1362.
عاملی، حر؛ وسائل الشیعه؛ بیروت: موسسه آل البیت، 1993م.
کتابخانه احادیث شیعه.
کلینی؛ اصول کافی؛ بیروت: دارالتعارف، 1411ق.
مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛
محدثی، جواد؛ بهار قرآن؛
مستدرک علی صحیحین؛ ج4.
ملکی تبریزی، میرزا جواد؛ اسرارالصلاۀ؛ تهران: پیام آزادی، 1376.
وب سایت تبیان.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید