طراحی سایت
چهارشنبه 4 اسد 1396.
امروز
الأربعاء 3 ذو القعدة 1438.
برابر با
Jul 26 2017.
و

فصلنامه روزگار

ورود به سایت

اشاره
در این مقاله، به بررسی وضوء از دیدگاه روايات پرداخته می‌شود. همان طوری که معلوم است وضوء اثر ظاهری و باطنی برای انسان دارد. در روایات زيادی به آن اشاره شده است و در قرآن کريم تصريح کرده‌اند که هنگام اقامه نماز وضوء داشته باشيد و در غير عبادات هم تأکيد شده که اگر هميشه با وضوء باشيد اثر مفيد را در پی دارد.
وضوء مسئله‌ای است همواره مورد سئوال این است که آيا وضوء فقط برای طهارت ظاهری است يا طهارت باطنی را هم شامل می‌شود. با توجه به روایات معصومين(ع) طهارت ظاهری و طهارت باطنی را نيز شامل است و آثار تربيتی فراوان دارد که ائمه معصومين بر آن تأکيد زيادی نموده‌اند1
وضوء به عنوان مقدمه نماز نه تنها موجب تطهیر جسم از آلودگی‌ها می‌شود؛ بلكه طهارت روح را نیز در برمي¬گيرد، با وضوء مؤمن احساس می‌کند، جسم و روحش از آلودگي گناهان و لغزش¬ها پاك شده است، اين احساس پاكي و طهارت جسمي و روحی انسان را برای نماز آماده‌ می¬سازد.
الف ـ مفاهیم
وضوء در لغت: وضوء: يَوْضُؤُ وُضُوءاً و وَضَاءَةً [وضأ] الشي‏ءُ: آن چیزی پاكيزه و تميز و خوب شسته شود2در کتاب مجمع البحرين می‌نویسد که: و" الوضوء" بالضم، كل غسل و مسح يتعلق ببعض البدن بنية القربة3
وضوء به ضم تمام شستن و مسح نمودن را شامل می‌شود و تعلق به بعض بدن دارد با نيت قرب
قبل از این كه به بحث فلسفه وضوء بپردازيم اصل فلسفه احكام را مختصر توضيح بدهم تا فلسفه وضوء روشن شود و این را تحت دو محور بيان می‌کنیم.
الف ـ فلسفه همه احكام و جزئيات آن‌ها به طور كامل روشن نيست و آگاهی از آن چيزي فراتر از علوم عادي می‌طلبند، ليكن روشن است كه همه احكام الهي تابع مصالح و مفاسد واقعي است، لذا اگر فلسفه حكمي را ندانيم بنا بر قاعده كلي«مصالح و مفاسد كه ذكر شد از آن بايد پيروي كرد» زيرا یقیناً مصلحت در آن است هرچند بر ما ناشناخته باشد.
ب ـ در جستجوي فلسفه احكام نبايد هميشه دنبال علوم تجربي رفت و دلیل مادي برايش جستجو نمود، و اینکه همواره در پي يافتن مصلحت یا مفسده‌ای طبي باشيم، اين نگاه مادي گرايانه است، در حال كه بسياري از احکام مصالح معنوي دارند، كه در حوزه علوم بشري قابل تحقيق نيست.
1ـ وضوء در قرآن
از جمله آيه كه وجوب وضوء و دستورات وضوء را ذكر می‌کند همين آيه 6 سوره مائده است، خداوند متعال مفرمايد:
ياايها الذين آمنوا اذا قمتم الي الصلاة فاغسلوا وجوهكم وايديكم الي المرافق وامسحوا بروءسكم و ارجلكم الي الكعبين4 اي كساني كه ايمان آورده‌اید هنگام كه براي نماز بپاخواستيد صورت و دست‌ها را تا آرنج بشويد و سرو پاها را تا مفصل«یا برآمدگی پشت پا» مسح كنيد.
طهارت كه توسط وضوء، غسل و تیمم محقق می‌شود، مقدمه رسيدن به كمال و خداوند است، و راز اين دستورات اينست كه شما طاهر شوید که در همین سوره مائده آيه 6 خداوند می‌فرماید:« ولاكن يريدُ ليطهرَكم» تا انسان طاهر نشود به خداي كه طيب است نمی‌رسد لذا خداوند هر دستوري كه می‌دهد در عبادت و دستورات مالي را كه معين می‌کند رازش و فلسفه‌اش همان طهارت ضمير است و این طهارت ضمير محبوب خداوند است كه مفرمايد: تنها مسجد كه بر اساس تقوي بنيا نگذاري شده شايسته است در ان اقامه نماز شود و در اين مسجد افرادي هستند كه طاهر شوند و طهارت را دوست دارند، كه در آيه دیگر مفرمايد:« ً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ»5 آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوى بنا شده شايسته‏تر است كه در آن قيام (و عبادت) كنى، در آن مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد.
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ، لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ،6 كه آن قرآن كريمى است كه در كتاب محفوظ جاى دارد، و جز پاكان نمى‏توانند آن را مس كنند.
علاوه براين آیات دیگری هم درباره طهارت است ، كه مفرمايد انسان نمی‌تواند بدون طهارت آن كمال و تقرب به خدا را بدست بياورد، باضممه كردن اين آيات روايات و تحلیل‌های كه صورت گرفت به اين نتیجه رسيديم كه وضوء در زندگي انسان در عبادات انسان تأثیر بسزاي دارند و بدون وضوء امكان ندارد به خدا تقرب پيدا كند، و آن کمالات روحي و معنوی را كسب نمايد، به آن مراحل از پاکی روحي و معنوی و حتی پاكي ظاهري برسد.
ب ـ وضو از منظر روایات
در این بخش وضوء را در کلام معصومين (ع) مورد بررسي قرار می‌دهم گر چند روايات زيادی در اين زمينه وجود دارند, اما اين مقاله گنجايش همه روايات را ندارد و به بخش از آن می‌پردازیم
1 ـ وضوء در کلام معصومين(ع)
در رابطه با وضوء شك نيست كه وضوء داراي دو فايده روشن است، فائد بهداشتي وفائده معنوي كه بيان منمايم.
الف ـ از نظر بهداشت شستن صورت و دست‌ها آن هم پنج بار در روز وبا لااقل سه بار در شبانه روز اثر قابل توجه دارند، در نظافت بدن چون تماس آب با پوست بدن اثري خاص دارد، در تعادل اعصاب سمپاتيك و یا پاراسمپاتك.
ب ـ از نظر معنوی وضوء كه با نيت خاص و دستورات خاص انجام شود، با قصد قربت و فقط براي خدا انجام شود اثر تربيتي دارد، مخصوصاً كه مفهوم كنايه آن اينست كه ازسرتاقدم در راه اطاعت تو گام برمي داريم، كه اين مؤيد اين فلسفه معنوي است ونيز در اين باره روايت كه از امام هشتم علي بن موسی‌الرضا(ع) نقل شده است كه حضرت مفرمايد: انما امربالوضوء وبدء به لان يكون العبد طاهراً اذا قام بين يد جبار، عندمناجاته اياه مطيعاً له فيما امرهُ نقياً من الادناس والنجاسة مع ما فيه من ذهاب الكسل وطرد النعاس وتزكية الفؤاد للقيام بين يدي الجبار.7
براي اين دستور وضوء داده شده چون كه آغاز عبادت با آن است، كه بندگان هنگام كه در پيشگاه خداوند می‌ایستند وبا او مناجات می‌کنند پاك باشند و دستورات او را بکاربرده و از آلودگی‌ها و نجاست‌ها بركنار شوند، علاوه به راین وضوء سبب می‌شود كه آثار خواب و کسالت از انسان برچيده شود و قلب براي قيام در پيشگاه خداوند نور و صفا يابد.
بنده‌ای كه آماده مناجات و راز نياز با آفريدگار جهان هستي می‌گردد بايد از هر لحاظ خود را مهيا سازد وبا حالت نيكو در محضر او حاضر شود و بدون طهارت از پلیدی‌های ظاهري و باطنی نمی‌توان در پيشگاه خداوند راه يافت، و لذا وضوء همان‌طور كه بيان شد مقدمه ورود به نماز و مناجات و در نتيجه آغاز براي ورود به بهشت است، كه در اين رابطه پیامبر اکرم(ص) مفرمايد« الوضوء مفتاح الصلاة والصلاة مفتاح الجنة»8 يعني وضوء كليد نماز است نماز کلید بهشت.
1ـ آثار معنوي وضوء
1 ـ1 باعث شستشوی گناهان می‌شود.
رسول خدا صلی الله عليه وآله و سلم فرمود: «انّ العبد اذا توضّا فغسل وجهه تناثرت ذنوب وجهه، و اذا غسل يديه الی المرفقين تناثرت عنه ذنوب يديه، و اذا مسح برأسه تئاثرت عنه ذنوب رأسه، و اذا مسح رجليه تناثرت عنه ذنوب رجليه، و ان قال فی اوّل وضوئه «بسم الله الرّحمن الرّحيم» طهرت اعضاوه کلّها من الذّنوب… » هنگامی که نمازگزار وضو می‌گیرد آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی که صورتش را می‌شوید آثار گناهان از چهره‌اش زدوده می‌شود، و زمانی که دو دستش را تا آرنج (مرفق) می‌شوید گناهانی که به وسیله دست‌هایش انجام داده از بين می‌رود، و آن وقت که سرش را مسح می‌کشد معصیت‌هایی که به وسیله سرش انجام داده زدوده می‌شود، و آن وقت که پاهايش را مسح می‌کشد گناهانی که به کمک پاهايش انجام داده است از بين خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن « بسم الله الرّحمن الرّحيم » را (با دقّت و فهميدن معنايش) بگويد تمام اعضايش از گناهان پاک می‌شود.9
2ـ1توجه به آثار ملکوتی وضو
امام رضا علیه‌السلام فرمود: «الوضوء الّتی من اجلها صار غسل الوجه و الذّرا عين و مسح الرّاس و الرّجلين فلقيامه بين يدی الله عزّ و جل و استقباله ايّاه بجوارحه الظّاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبين، فغسل الوجه للسجود و الخضوع و غسل اليدين ليقلبهما و يرغب بهما و يرهب و يتبتل، و مسح الراس و القدمين، لا نهما ظاهران مکشوفان يستقبل بهما فی کلّ حالاته و ليس فيهما من الخضوع و التّبتّل ما فی الوجه و الذّراعين.» وضوئی که برای آن شستن صورت و دست‌ها و مسح سر و پاها لازم شده علّتش آن است که نماز گذار در پيشگاه خداوند بزرگ قرار می‌گیرد و با اين اعضای ظاهری (مثل صورت و دست و پا و…) در برابر حق تعالی می‌ایستد. و با همين اعضای بدن فرشتگان بزرگ که نويسنده اعمالند ملاقات می‌کند.
بنابراين شستن صورت برای سجده و فروتنی (در برابر ذات اقدس الهی) است. و شستن دست‌ها برای آن است که ( آنها از آلودگی ظاهری و باطنی مثل گناه پاک شوند) تا بتواند آن دو را با حالت اميد (به فضل خداوند سبحان) و ترس از (عاقبت گناهش) به درگاه خدای بزرگ بلند کند. و مسح سر و پاها برای اين است که آن دو ظاهر و آشکارند و در تمام لحظاتش بايد (بافکر و پاهای غير آلوده) متوجّه خداوند بزرگ باشد. و آن فروتنی و حالت معنوی که در صورت و دست‌ها در هنگام عبادت است در سر و پاها نيست.10
جاء نفر من اليهود الی رسول الله صلی الله عليه واله فسالوه عن مسائل، و کان فيما سالوه اخبرنا يا محمد لای علّة توضّا هذه الجوارح الاربع و هی انظف المواضع فی الجسد؟ قال النبیّ صلی الله عليه و آله و سلم. لمّا انّ وسوس الشّيطان الی آدم عليه السلام، دنامن الشّجرة فنظر اليها فذهب ماء وجهه، ثمّ قام فعشی اليها و هی اوّل قدم مشت الی الخطيئة ثمّ تناول بيده فذهب منها ممّا عليها فاکل فطار الجلیّ و الحلل من جسده فوضع آدم يده علی رأسه فبکی، فلما تاب الله عزو جل عليه فرض الله عليه و علی ذريته تطهير هذه الجوارح الاربع، فامر الله عزو جل بغسل الوجه لما نظر الی الشّجرة، و امره بغسل اليدبن الی المرفقين لما تناول بهما، و امره بمسح الراس لما وضع يده علی ام راسه وامره بمسح القدمين لما مشی بهما الی الخطيئة.» يک نفر يهودی به محضر مبارک رسول گرامی اسلام صلی الله عليه و آله و سلم آمد، و سوالاتی را از آن حضرت پرسيد و يکی از آن پرسش ها اين بود که برای چه اين اعضای چهار گانه بدن که تميزترين اعضای بدن هستند در وضوء شسته می‌شود؟آن حضرت صلی الله عليه واله وسلم فرمود: وسوسه شيطان در حضرت آدم عليه السلام باعث شد که آن حضرت به آن درختی که نبايد نزديک شود، نزديک شد و نگاهی به آن درخت انداخت و در اثر آن نگاه حجب و حياء(حضرت آدم عليه¬السلام) رفت، سپس به طرف آن درخت آمد و اين اولين قدمی بود که به طرف خطا بر داشته شد.
بعد حضرت آدم عليه السلام از ميوه آن درخت خورد و در اثر اين خوردن زينت و لباس از بدنش برداشته شد، و او در اين حالت دستش را روی سرش گذاشت و شروع به گريه کرد، بعد از آن که خداوند بزرگ توبه حضرت آدم عليه السلام را قبول کرد، اما بر او و فرزندانش شستن اين اعضای چهارگانه را واجب کرد، دستور داد که صورت را بشويد به خاطر اين که نگاه کرد به آن درخت، و امر کرد به شستن دو دست تا آرنج برای اين که با دو دستش از ميوه آن درخت خورد، و دستور داد به مسح سر، برای اين که دستی را که ميوه با آن خورده بود روی سرش گذاشت، و مسح پاها به خاطر آن بود که به وسيله آن ها به طرف خطا رفت.11
خداوند سبحان در معراج به رسول خدا صلی الله عليه واله وسلم فرمود:
« يا محمد خذ ذلک الماء فاغسل به وجهک، و علمه غسل الوجه فانّک تريد ان تنظر الی عظمتی و انت طاهرّ، ثمّ اغسل دراعيک اليمين و اليسار و علمه ذلک فانّک تريد ان تتلقّی کلامی، و امسح بفضل ما فی يديک من الماء رأسک و رجليک الی کعبيک و علمه المسح برأسه و رجليه، و قال: انی اريد ان امسح رأسک وابارک عليک فاما المسح علی رجليک فانّی اريد ان اوطئک موطئاً لم يطاه احد من قبلک و لايطاه غيرک فهذا علّة الوضوء و الاذان»؛ ای محمّد، اين آب را بگير و با آن صورتت را بشوی و به ديگران و امّتت بياموز، زيرا تو با اين صورت می خواهی عظمت و بزرگی مرا بنگری، در حالی که (با وضوء گرفتن) پاک و طاهر می گردی (ولازمه نگاه به عظمت و بزرگی حقّ تعالی پاک بودن چشم و صورت از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی است).سپس دست راست و چپت را بشوی و به ديگران ياد بده، زيرا تو با دو دستت می خواهی کلام و سخن مرا از طريق وحی بگيری، و با آب اضافی دست‌ها، سر و پاهايت را تا بر آمدگی مسح بکش و به ديگران هم ياد بده، زيرا من می خواهم با مسح سر به تو تبريک بگويم (زيرا مسح سر باعث خير و برکت و پاک شدن فکر و ذهن انسان از گناهان می گردد) و با مسح پا می خواهم (پاک شوی) و قدم هايت را در جايي قرار دهم که تا به حال هيچ کس غير تو در آن (مکان مقدّس) قدم ننهاده و اين است علّت وضوء و اذان. 12
در واقع نماز گذار در وقت وضوء با زبان حال و قال می گويد: خدايا با فکر خود بسيار خيال های باطل نمودم که بعضی از آن افکار باطل مرا به گناه و رو سياهی کشاند. پروردگارا: با چشمانم معاصی زيادی مرتکب شدم. و با تهمت و غيبت و دروغ به وسيله زبانم آبروی افراد بسياری را بردم و شخصيت آنها را لکه دار نمودم. خدايا: با شنيدن غيبت و تهمت و صدای موسيقی و ده ها گناه ديگر به و سيله گوش هايم موجب خشم و غضب را فراهم نمودم.
وهم چنين كه انسان را از آلودگی‌ها و پلیدی‌ها پاك می‌کند وضوء به علاوه فایده ديگري وضوء كه قبلاً در كلمات امام رضا(ع) بيان شد، عبارت بود از اينكه كسالت و خواب آلودگي را از انسان دور می‌کند، و براي انسان ايجاد نشاط می‌کند و آماده ايستادن در برابر پروردگارمی سازد.
و در وضوء شستن صورت دست‌ها و مسح سر و پاها واجبند، زيرا اينها عضوهاي است كه در نماز بكار گرفته می‌شوند. 13 به هر حال بايد توجه داشت که برطرف شدن آلودگی‌های روحی و تحصيل طهارت معنوی يک امر اعتباری است که خداوند متعال رسيدن به آن را از راه‌های خاصی معين کرده است و آگاه‌ترین کس به اين امور خداوند است، در نتيجه او می‌داند که آيا آلودگی‌های روحی با آب فراوان برطرف می‌شود يا با آب کم، و يا اين که با آب حاصل می‌گردد يا با خاک. از طرفی کسی که می‌خواهد به خداوند نزديک شود بايد هر عملی را با همان کيفيتی که مورد پسند او است به انجام برساند.
علاوه براين می‌توان به فلسفه و حکمت‌های ذيل درباره وضوء اشاره كرد،
1ـ وضوء به معناي نظافت، شستشو و پاكیزگي است، لذا ما قسمت‌های از بدن را(كه معمولاً بیرون است) پاکیزه و تمیز می‌کنیم، صورت بیرون است زودتر می‌شود؛ دست‌ها بیرون است معمولاً تا آرنج و در موقع برخورد با چیزی زودتر وبش تر كثيف می‌شود، به همين خاطر قسمتی از جلو سر و صورت را و روی پاها را كه برون است تميز می‌کنیم توسط وضوء گرفتن. البته پاکیزه كردن را بايد براي خدا و اطاعت از دستورات او انجام داد.
2 ـ شهيد بهشتي(ره) در باره فلسفه وضوء افزوده است، « وضوء شستشو كردن و آنگاه به مسجد و محل نماز خراميدن است، یک قدم به سمت پاكي معنوي برداشتن است، لذا، اگر کسی همين حالا نیز به حمام رفته باشد بايد براي خدا وضوء بگیرد تا یک‌قدم به خلوص و خدای بودن نزديك شده باشد.14
قال امام صادق (ع)« الوضوء قبل الطعام وبعده يذهبان الفقر، قال: قلت يذهبان الفقر؟ قال يذهبان الفقر. » امام صادق(ع) فرمود قبل از خوردن طعام بعد از طعام وضوء فقر را از بين می‌برد، و کسی سؤال كرد كه فقر را از بين می‌برد حضرت فرمود فقر را از بين می‌برند15 در كتاب اصول كافي آمده است(الوضوء قبل الطعام ينفي الفقر، و الوضوء بعد الطعام ينفي الهم)16
عن زراره و محمد بن مسلم عن ابي جعفر(ع) قال انما الوضوء حد من حدود الله ليعلم الله من يطيعه و من يعصيه، وان المؤمن لاينجسه شيءُ وانما يكفيه مثل الدهن.17
كه وضوء را به عنوان حدود الهي بيان نموده است، و خداوند می‌داند كه چه كسي او را اطاعت می‌کند و چه كسي نا فرماني می‌کند.
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلًا مُبْتَلًى بِالْوُضُوءِ وَ الصَّلَاةِ وَ قُلْتُ هُوَ رَجُلٌ عَاقِلٌ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَيُّ عَقْلٍ لَهُ وَ هُوَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ فَقَالَ سَلْهُ هَذَا الَّذِي يَأْتِيهِ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ هُوَ فَإِنَّهُ يَقُولُ لَكَ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَان. 18
عبدالله سنان می‌گوید: خدمت امام صادق(علیه‌السلام) بودم، از شخصى ياد كردم كه گرفتار وضو و نمازش است (يعنى در وضو گرفتن و نماز خواندن وسوسه دارد) و گفتم كه او مرد عاقل و خردمندى است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: چه عقلى دارد، در حالى كه او اطاعت از شيطان می‌کند؟ عرض كردم: چگونه از شيطان اطاعت می‌کند؟ فرمود: از او بپرس اين وسوسه‌ای كه عارضش ‍ می‌شود از كجا می‌آید؟ در پاسخ تو خواهد گفت: از كارهاى شيطان است. (زيرا اگر شيطان او را وسوسه نمی‌کرد مانند ساير مردم اعمالش را انجام می‌داد، پس او هم می‌داند شيطان است كه به او دستور می‌دهد و او از شيطان تبعيت می‌کند (و لذا بر او واجب است كه به وسوسه شيطان اعتنايى نكند و اعمالش را بدون شك و وسوسه انجام دهد.
نتيجه
با توجه به مطالب كه بيان شد از آیات و روایات به اين نتيجه رسيدم كه وضوء هم اثر ظاهری دارد وهم اثر معنوي از نگاه ظاهري، روز پنج بار اين اعضاي از بدن راشست و شو می‌دهیم، براي نظافت بسي مفيد است، و نيز در تعادل اعصاب اثر دارند، از نظر معنوی هم اگر وضوء با شرایطش انجام داده شود(يعني با نيت تقرب به خداوند) كه مفهوم کنایه‌اش اين است سر تا قدم در راه اطاعت تو گام بر مي¬دارم، كه اين وضوء باعث از بين بردن گناهان نیز می‌گردد و گناهان توسط وضوء شست و شو داده می‌شود و روح انسان پاك می‌گردد، اثري ديگري كه براي وضوء ذکر شد عبارت بود از اینکه فقر را از انسان دور می‌کند، كه در حديث امام صادق(ع) بيان شد.
از دیدگاه قرآن هم وضوء مقدمه رسيدن به كمال خداوند است، چون تا طاهر نشود به خداي كه طيب است نمی‌رسد.
پاورقی¬ها
ـ قرآن و روان شناسي، ص357 .
2ـ رضا مهيار، فرهنگ ابجد عربي به فارسي، ص988 ناشر انتشارات اسلامي، 1410 هـ ق .
3 ـ فخرالدين طريحي، مجمع البحرين ج1، ص441 ناشراكتاب فروشي مرتضوي، تهران 1375 ش.
4 ـ سوره مائده آيه 6.
5 ـ سوره توبه آيه 108 .
6 ـ سوره واقعه، آيات 77ـ78ـ79.
7 ـ حر عاملي، وسائل الشيعه ج1 ص257 .ناشر داراحياء التراث العربي ـ بيروت.
8ـ ابو القاسم يابنده، نهج الفصاحه ، مجمو عه كلمات قصار حضرت رسول اكرم (ص) ج1 ـ2 ح1588 .
9ـ جامع الاحاديث ج11 ص148. ونيز وسايل الشيعه ج1 ص297.
10 ـ عيون اخبار رضا(ع) ج2 ص89 و104 وعلل الشرايع ج 1 باب 191 .
11 ـ من لايحضر الفقه، ج1 ص24 ، تفسيرنورالثقلين ج1 ص596 .
12- شيخ صدوق بن علي بن بابويه، علل الشرايع ج2 ص8 باب 1. ناشر مكتبة الحيدريه 1386 هـ 1966 م .
13 ـ وسايل الشيعه، ج11 ص257 .
14 ـ شهيد بهشتي، سرور يكتا پرستي، ص20 .
15 ـ شيخ الصدوق، علل الشرايع ج1 ص283 باب 198 ناشر مكتبة الحيدريه 1386 هـ 1966 م .
16 ـ كليني، ابوجعفر محمدبن يعقوب ، الكافي ج6 ص290. دارالكتب اسلامي،
17 ـ همان باب 197 .
18ـ وسايل الشيعه ج1 باب 10 ص4ش6.
منابع
1. قرآن
2. شيخ صدوق بن علي بن بابويه؛ من لايحضرالفقه؛ قم: دفترانتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسین.
3. ابوالقاسم يابنده؛ نهج الفصاحه، مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اكرم (ص).
4. حر عاملي؛ وسائل الشيعه؛ بیروت: ناشر داراحياء التراث العربي.
5. شيخ الصدوق؛ علل الشرايع؛ ناشر مكتبة الحيدريه 1386 هـ 1966 م .
6. طريحي فخرالدين؛ تهران: كتاب فروشي مرتضوي، 1375 ش.
7. قرشي، سيد علي اكبر؛ قاموس قرآن؛ تهران: دارالكتب الاسلامي.
8. كليني، ابوجعفر محمدبن يعقوب؛ الكافي؛ دارالكتب اسلامي،
9. مهيار رضا؛ فرهنگ ابجد عربي به فارسي؛ ناشر انتشارات اسلامي، 1410 هـ ق.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید