طراحی سایت
دوشنبه 29 عقرب 1396.
امروز
الإثنين 2 ربيع أول 1439.
برابر با
Nov 20 2017.
و

فصلنامه روزگار

ورود به سایت

چکیده
آنچه معمولاً از پیامبر(ص) و رهبری ایشان در ذهن ترسیم می‌کنیم یا نسبت به آن آشنایی داریم تصویر یک بعدی و عمدتاً معطوف به سیره ای اخلاقی و تعلیمی آن حضرت است می‌پنداریم صرفاً رهبر معنوی است که باید اسوه‌ای حسنه باشد پس صرفاً ابعاد وجودی ایشان را در تهذیب و ساختن انسان‌ها هدایت بشریت به راه حق و ارشاد و وعظ منحصر و محدود می‌سازیم.
در حال که شیوه‌های پیامبر اسلام همواره در جامعه اسلامی نقش آفرین، و در ساختار مدیریت نظامی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی تأثیر گزار بوده است بدون تردید پیامبر به عنوان رهبر و مدیر جامعه اسلامی در مدیریت نظام، دارای شیوه و سبک خاص بوده است که برای ما خیلی مهم است و شناخت این سبک‌ها و شیوه‌ها از اهمیت ویژه‌ای بر خور دار است.
با تأسف ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که برخی فرقه‌های سلفی و وهابی دچار سردرگمی شده است و از کشتن افراد بی گناه زنان، کودکان و پیرمردان مسلمان لذت می‌برند و اسم عملیات کورکورانه انتحاری را جهاد می‌گذارند و کشتگان خودشان را شهدا نام گذاری می‌کنند.
در حال که ما در جنگ الگو و نمونه کاملی مانند رسول اکرم را داریم که در هنگام اعزام نیرو دستورالعمل داشت که آن‌را برای نیروهایش اعلام می‌کرد و آنها را از کشتن زنان و کودکان و راهبان و افراد بی گناه بر حذر می‌داشت و در مورد اسراء به نیروهایش دستور می‌داد که با آن‌ها خوش‌رفتاری کنند رسول اکرم در مدت کوتاهی فرهنگ اعراب جاهلی را که مبتنی بر دشمنی کین خواهی و تعصبات قبیله‌ای بود متحول کرد و در میان آنان اتحاد برادری ایجاد کرد.
از شیوه‌های رسول اکرم در میدان نبرد کسب اطلاعات از محل تجمع دشمن و تعداد دشمن و قصد و نیت دشمن بود و اطلاعات امروزه نیز اهمیت خود را حفظ کرده است پیامبر اکرم مدیر خلاق و نوآور بود دوست داشت شیوه‌های جدیدی را وارد جنگ کند که دشمن را به حیرت وادار سازد که از جمله آن‌ها به کار گیری شیوه صف در جنگ بدر و احد ،و حفر خندق در جنگ خندق را می‌توان نام برد در حال که عرب‌ها با این شیوه‌ها آشنایی نداشتند.
به طور کلی مادر حال جنگ و صلح الگو و نمونه داریم که همه چیز را برای ما روشن ساخته است و شیوه‌های مدیریتی رسول اکرم برای فرماندهان و مدیران جامعه اسلامی اعم از شیعه و سنی هدایت بخش است و تخطی از آن باعث ضلالت و گمراهی و سردرگمی است زیرا هر جنگی جهاد نیست بلکه جنگی جهاد است که مبتنی بر شیوه‌ها و سیره ای رسول اکرم باشد.
کلید واژگان: مدیریت، شیوه¬ای صف، جنگ، جهاد و مهارت.
پیش درآمد
جوامع بشری از گذشته‌های بسیار دور با واژگان جنگ و صلح آشنا بوده‌اند صحیفه زندگانی بشر نیز از آغاز تا کنون بیشتر با خامه جنگ نگارش یافته است. به ندرت جامعه‌ای را می‌توان یافت که جنگ را نیازموده و تلخی و شیرینی شکست‏ها و پیروزی‌ها را نچشیده باشد تجاوز و دفاع دوروی زشت و زیبای سکه جنگ و کار و زارند که خواستگاهشان قدرت طلبی‌ها و برتری جویی‌ها از یک سو ستم ستیزی‌ها و عدالت خواهی‌ها از سوی دیگر بوده است.
جاه طلبان از راه جنگ در صدد گسترش دامنه نفوذ و سلطه خویش برآمده‌اند عدالت خواهان نیز به ناچار برای دفاع از عزت و شرافت خویش به جنگ روی آورده‌اند و در برابر تجاوزگران میدان کار و زار را رها نکرده‌اند تا مبادا فساد و تباهی پهنه گیتی را در نوردد و زمین با همه گستره‌اش برای شایستگان و وارستگان تنگ شود.
پس از طلوع خورشید اسلام از افق جزیره‌العرب و دعوت همگانی پیامبر (ص) بسیاری از مشرکان و یهودیان بنایی ستیز و خصومت را گذاشتند و برای محو اسلام و گروندگان آن کیش به جنگ دست یازیدند مسلمانان هم با نزول آیه اذن جهاد که می‌فرماید :«اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا وان الله علی نصر هم لقدیر»(حج 39 )1
به کسان که جنگ بر آنان تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرارگرفته‌اند و خدا بر یاری آن‌ها توانا است.
اجازه یافتند تا از دین خدا و کیان اسلام دفاع کنند از آن پس نبردهای متعدد میان مسلمانان و مشرکان و یهودیان رخ داد و آیات جهاد و دفاع به تدریج بر پیامبر (ص)فروفرستاده شد در این آیات مبانی عقیدتی اخلاقی سیاسی و فقهی جهاد و دفاع و پاره از مسائل تاریخی و نظامی نبردهای مسلمانان با تجاوزگران تبیین گردیده است افزون بر آیات و روایات سیره و روش عملی پیامبر و حضرت علی(ع)نیز ابعاد گوناگون جهاد و دفاع به ویژه بعد نظامی آن مانند اصول و فنون جنگ تاکتیک‌ها و شیوه‌های جنگی آماده سازی و تجهیزات لشکر، ساماندهی سپاه و سازماندهی نیروها، جنگ روانی و... روشن شده است.
درنگ در این دو منبع غنی و ارزشمند هر انسان ژرف نگر و آگاهی را بدین مهم رهنمون می‌کند که اسلام هم چنان که در عرصه‌های سیاست و اقتصاد و اخلاق از نظام‌های مستقلی برخوردار است در زمینه جنگ و دفاع نیز دارای نظام است که در این نظام مؤلفه‌های مانند ماهیت ؛ اهداف شرایط و قوانین و مقررات جنگ و صلح عوامل پیروزی و شکست وظایف و ویژگی¬های فرماندهان و نیروها و بسیار دیگر از مسائل دفاعی وجود دارد آنچه شایسته و بایسته است پژوهش در باره این مؤلفه‌ها و تدوین نظام دفاعی اسلام است که برخی کارشناسان برجسته نظامی معـاصر با نگارش کتاب‌های در باره فرماندهی نظامی پیامبر (ص) و حضرت علی نخستین گام‌های را در این راه برداشته‌اند.
پیامبر اعظم پیامبر (ص) به عنوان فرمانده کل قوا همه جنگ‌ها را سازماندهی می‌کرد مانند تصمیم گیری سریع و صحیح، شجاعت فردی و قدرت جسمی دور اندیشی شناخت دو جانبه بهره گیری از شیوه‌های نو آشنایی و به‌کارگیری اصول جنگ، تعیین هدف و تداوم اهداف ، بهره گیری از اصل غافل گیری که همه این‌ها را در میدان نبرد مراعات می‌کرده است.
الف - شیوه‌های مدیریتی پیامبر در جنگ‌ها
در فرا گرد مدیریت حداقل سه حوزه مهارتی وجود دارد که هرکدام در مدیریت از مسائل بسیار مهم است که بخشی عظیمی از موفقیت و اثر بخشی مدیران به آن بستگی دارد:
1- مهارت فنی2 - مهارت انسانی3- مهارت ادراکی
مهارت فنی به توانائی به کار بردن دانش،روش‌ها ،فنون و ابزار که لازمه انجام وظایف خاص است گفته می‌شود که از طریق تجربه تحصیل و کار ورزی کسب می‌شود مهارت انسانی ،توانایی و قدرت تشخیص در کار کردن با مردم و انجام دادن کار به وسیله آن‌ها است که شامل درک و فهم و انگیزش و به کار بردن رهبری موثر است.
1- مهارت ادراکی
توانائی فهمیدن پیچیدگی‌های کل سازمان و آگاهی از این کی آیا خود شخص درخور شرائط سازمان عمل می‌کند یا نه ؟این آگاهی موجب می‌شود که فرد بجای این که فقط بر مبنای هدف و نیازهای گروهی نزدیک و بلا فصل خود عمل کند اقدامات خود را بر هدف‌های کل سازمان استوار سازد.
راز موفقیت پیامبر اسلام در جنگ‌ها این بود که پیامبردر مدیریت نظامی‌اش از هر سه حوزه مهارتی بر خوددار بوده است.بخشی از شیوه‌های موفقیت آمیز پیامبر(ص) به حوزه مهارتی ادراکی بر می‌گردد زیرا پیامبر (ص) پیچیدگی‌های کل سازمان نظامی را درک و می‌فهمید کارها و زحمات پیامبر(ص) به خاطر خدا و تحقق اهداف کل سازمان بود نه به خاطر خود و گروهای نزدیک و بلا فصل خود.2
2- اصل مهارت انسانی
بخش دیگری از شیوه‌های موفقیت¬آمیز و اثر بخش مدیریت پیامبر(ص) به حوزه مهارت انسانی بر می‌گردد. پیامبر(ص) توانائی و قدرت تشخیص کار کردن با مردم و افراد زیر دست خود را خوب می‌دانست در رفتارش با زیر دستان اساساً از دو اصل استفاده می‌کرد:
1- 2- اصل مهر و محبت؛
2- 2- اصل شدت و سختگیری.
رفتار پیامبر(ص) بر مبنای اصل اول به گونه‌ای بود که توانست قلوب آنان را فتح کند و افراد را عاشق و دلباخته خود سازد پیامبر در میان افرادش می¬نشست چون یکی از آن‌ها بود اگر یک ناشناس وارد مجلس می‌شد پیامبر را نمی‌شناخت پیامبر به انگیزش افراد توجه داشت به طوری که در سختی‌های صحنه نبرد آنان را متوجه آخرت می‌کرد و پاداش بهشت را در مقابل کاری که آنان انجام می‌دهند یاد آور می‌شد.
پیامبر هیچ گاه از توجه دادن اصحاب به اصول اعتقادی و اصل آخرت گرایی غفلت نمی‌کرد و گاهی این اصل را با زبان شعر که مؤثرترین زبان آن روز بود بیان می¬کرد چنانکه در جنگ خندق هنگام حفر خندق پیامبر در میان اصحاب آمد چنین فرمود: «لاعیش الا عیش الاخرة الهم فاغفر للانصار والمهاجرة».
رفتار پیامبر نسبت به اصل دوم مبتنی بر شدت و سختگیری بود پیامبر(ص) نسبت به بیت‌المال خیلی قاطع و جدی بود و با کسانی که به بیت‌المال خیانت می کرد برخورد نموده و او را به مردم معرفی می‌کرد در جنگ خندق وقتی غنايمى كه مسلمانان از حصارهاى شقّ و نطاة و كتيبه جمع كرده بودند به او سپرده شد.
چون همه غنايم جمع شد، پيامبر (ص) دستور فرمودند تا آن را به پنج قسمت كردند. در يك سهم نام «اللَّه» نوشته شده بود و بقيه را يك سو نهادند. نخستين بخشى كه بعداً كنار گذاشتند سهم رسـول خـدا (ص) بود و چـيزى اختصـاصى براى خـمس برنگزيدند.آنگاه پيامبر (ص) دستور فرمود كه اگر كسى بخواهد مى‏تواند از بقيه كالاها چيزى خريدارى كند، و فروه شروع به فروش آن‌ها كرد. پيامبر (ص) براى بركت آن دعا فرمود و گفت: خدايا، بازارش را رايج كن! فروة بن عمرو گويد: مردم براى خريد هجوم آوردند به طورى كه در دو روز همه آن‌ها فروخته شد. و اثاثيه آن قدر زياد بود كه فكر نمى‏كردم بزودى از فروش آن خلاص شويم.
منادى پيامبر (ص) ندا داد: حتى نخ و تكه‏هاى پارچه را هم اگر برداشته‏ايد در غنايم منظور كنيد كه غل و غش مايه بدبختى و سرافكندگى و آتش قيامت خواهد بود.
در آن روز فروه کالاهای را که می‌فروخت دستاری از آن بر سر پیچیده بود که آفتاب بر سرش نتابد. او بدون توجه به خانه خود رفت و بعد متوجه آن دستار شد و بيرون آمد و آن را ميان غنايم انداخت. چون اين خبر به رسول خدا(ص) رسيد فرمود: دستارى از آتش بود كه بر سر خود پيچيدى. و در آن روز مردى چيزى از غنايم را از پيامبر(ص) خواست. پيامبر(ص) فرمود: حتى يك تار نخ و يك تكه پارچه از آن حلال نيست، من خود تصرف نمى‏كنم و چيزى هم از آن نمى‏بخشم. و مردى از آن حضرت پاى بندى براى شترش خواست، فرمود: بگذار غنايم تقسيم شود تا به تو پاىبند بدهم، و اگر ريسمان هم بخواهى مى‏دهم. مردى سياه به نام مدغم برده پیامبر(ص) که رفاعة بن زید جذامی به وی ارزانی داشته بود کشته شد مسلمانان گفتند بهشت بر او گوارا باد پیامبر خدا فرمود هرگز،سوگند به آن که جان محمد در دست اوست هم اکنون روپوشی که برگیرد خود پیچیده بود از آتش دوزخ زبانه می‌کشد او این روپوش را به هنگام بخش کردن دارایی‌های خیبر دزدیده بود مردی این سخن را شنید و گفت ای پیامبر خدا برای دو لنگه کفش که به من رسیده دو رشته بند کفش دزدیدم پیامبر خدا فرمود به ازای آن‌ها دو بند کفش از آتش برایت جدا سازند و بر پایت بچیند.3 و در آن هنگام مردى از قبيله اشجع درگذشت و مرگ او را به اطلاع پيامبر(ص) رساندند. حضرت فرمود: بر دوست خود نماز بگزاريد. چهره مردم درهم شد. پيامبر(ص) فرمود: اين دوست شما در راه خدا غل و غش كرده است. زيد بن خالد جهنى گويد: كالاهاى او را جستجو كرديم و چند مهره بى ارزش از مهره‏هاى يهوديان يافتيم كه به دو درهم هم نمى‏ارزيد. تنى چند از مسلمانان هم كه رفيق يك ديگر بودند چند مهره برداشته بودند. گوينده اين مطلب مى‏گفت: اگر آن‌ها را مى‏خواستند به حساب بياورند دو درهم بيشتر نمى‏ارزيد، در عين حال پس از اينكه غنیمت‌ها تقسيم شده بود، آن مهره‏ها را به حضور پيامبر (ص) آوردند و گفتند: ما این‌ها را فراموش كرده بوديم كه به حساب بياوريم و پيش ما مانده است. پيامبر (ص) فرمود: همه شما سوگند مى‏خوريد كه فراموش كرده‏ايد؟ گفتند: آرى و همگى سوگند خوردند كه فراموش كرده بودند. آنگاه رسول خدا (ص) دستور فرمود كه تابوت‌های مردگان را پيش آوردند و همه را يك جا نهادند و بر آن‌ها نماز ميت گزارد.
پيامبر (ص) اگر هم چيزى درباره اشخاص مى‏ديد كه به طور نهانى و تقلبى برداشته‏اند، آن‌ها را خيلى معاقبه نمى‏فرمود، و شنيده نشده است كه مثلاً رسول خدا بار كسى را كه اشياء دزدى در آن پيدا شده است بسوزاند، بلكه او را سرزنش و شماتت مى‏فرمود و آن شخص به مردم هم معرفى مى‏شد..
شنيدند كه در آن روز رسول خدا (ص) مى‏فرمود: هر كس به خدا و روز قيامت مؤمن است نبايد با آب خود زراعت ديگرى را آبيارى كند [يعنى با زنان اسيرى كه باردارند نزديكى كند]، و هيچ چيز از غنايم را پيش از آنكه مشخص نشده است نفروشد، و اگر بر مركوبى هم سوار شده است آنرا رد کند و اگر لباسی از غنایم پوشیده است پیش از آن كه كهنه شود آن را رد كند، و با زنان اسير نزديكى نكند تا آنكه يك مرتبه عادت ماهيانه ببيند، و اگر زنى حامله باشد تا وضع حمل نكرده است با او نزديكى نكنند. پيامبر (ص) آن روز از كنار زنى آبستن عبور فرمود كه وضع حمل او نزديك بود، پرسيد: اين زن در سهم چه كسى قرار گرفته است؟ گفتند: در سهم فلانى. فرمود: آيا با او نزديكى هم كرده است؟ گفتند: آرى. فرمود: چگونه اين كار را كرده است آخر اين فرزندى كه در شكم اين زن است كه فرزند او نيست و از او ارث نمى‏برد. و چگونه اين بچه را به بردگى مى‏گيرد در حالى كه او جلوى چشمش مى‏دود و بازى مى‏كند [يعنى مانند بچه خودش است‏] من اين مرد را لعنت مى‏كنم، لعنت و نفرينى كه در گور او هم همراهش خواهد بود. 4
ب ـ مشورت و شورا
در سیستم نظامی پیامبر( ص) نظام دموکراسی حاکم بود در ابتدای هر جنگی با اصحاب و یارانش به مشورت می‌پرداخت شورای نظامی تشکیل می‌شد که در آن شورا هر فرد به طور آزادانه نظریه خود را مطرح می‌کرد و حق اظهار نظر داشت سپس پیامبر در یک جمع بندی رای اکثریت را به تصویب اعضا می‌رسانید. مشورت و مشارکت دادن افراد در تصمیم گیری به معنای آن است که افراد اگر در هنگام تصمیم گیری حضور داشته و در اصل تصمیم گیری شرکت داده بشود مسئولیت پذیر می‌شوند چنین افراد خودشان را متعهد به تحقق اهداف و آرمان‌های سازمان می‌دانند و در این مسیر از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد.5
1ـ شیوه‌ای تصمیم¬گیری مشورتی
اداره‌ای بود که وظیفه ارائه مشورت به فرماندهی کل در مورد مسائل نظامی و لشکری را بر عهده داشت این شورا از تعداد فرماندهان نظامی مهاجر و انصار و نیز سایر قبایل تشکیل می‌شد رسول اکرم (ص) همواره در امور جنگی با این شورا به مشورت می‌نشست و نظر اعضا را در مسائل جویا می‌شد.
پیامبر (ص) در این شورا همانند دیگران تنها یک رأی داشت آراء و نظرات دیگران را می‌شنید برای جنگ احد با توجه به رأی اکثر اعضا مبنی بر خروج از مدینه به رغم این که ماندن در شهر را بهتر می‌دانست به رأی شورا تن داد این امر آغاز دمکراسی(فروتنی اقلیت در مقابل اکثریت) بود که بیشتر دولت‌های عالم در عصر حاضر منادی آن هستند.
موضوع مشورت در جامعه خصوصاً برای رهبری آنقدر مهم است که خداوند متعال به حبیب خود دستور مشاوره را صادر نموده است :«و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله».6
درکارها با آن‌ها مشورت کن پس آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل نما .
خداوند متعال در این آیه شریفه ابتدا به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که در کارها با مردم مشورت، و از آن‌ها نظرخواهی نمایید و بعد می‌فرماید پس از مشورت و زمانی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن نکته جالب توجه در این آیه شریفه این است که خداوند متعال بعد از این که به پیامبر(ص) دستور مشورت می‌دهد نمی‌فرماید پس آنگاه که تصمیم گرفتید بر خدا توکل نمایید بلکه می‌فرماید آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن یعنی مسئله تصمیم گیری را با صیغه مفرد آورده است نه جمع و این بیان گر آن است که اگرچه خداوند پیامبر گرامی اسلام را به مشورت با مردم سفارش می‌کند لکن حق تصمیم گیری را از ایشان سلب نمی‌کند در حقیقت تصمیم نهایی را خود پیامبر(ص) باید اتخاذ کند و این همان شیوه تصمیم گیری مشورتی است.
این شیوه تصمیم گیری هم از نقاط قوت و مزایای تصمیم گیری گروهی برخوردار است و هم از نقاط قوت تصمیم گیری فردی بهره‌امند می‌باشد بنا بر این می‌توان به عنوان یک سازکار مناسب و کارآمد برای تصمیم گیری مطرح کرد اجمالاً این که مدیریت در اسلام مدیریتی مشاوره جویانه است.7
پیامبر اعظم نیز به حکم آیه با مردم در کارهای ضروری به مشورت می‌نشست و با تشکیل جلسات شورا به آنان حق رأی می‌داد و آنجا که حکم قطعی الهی نبود نظرات دیگران را می‌شنید و با گزینش برترین آراء با توکل بر خدا و عزم و اراده در انجام آن کار می‌کوشید نظرات و انتقادات اشخاص را با سیعه ی صدر نیز در نظر بگیرد که در ذیل به چند مورد اشاره می‌گردد.
الف ـ مشورت در جنگ بدر
آن حضرت در جنگ بدر در سه مرحله اصحاب خود را به مشاوره دعوت نمود.
1- در این که آیا با قریش به جنگند یا خیر؟نخست ابوبکر گفت: بزرگان قریش و دلاوران در این جنگ شرکت دارند و ما نیز با آمادگی کامل از مدینه بیرون نیامده ایم پیامبر(ص) فرمود بنشین سپس عمر برخاست همین حرف‌ها را تکرار کرد پیامبر اعظم دستور داد بنشین سپس مقداد بلند شد و گفت ای پیامبر خدا قلوب ما با شما است آنچه را خدا به تو دستور داده همان را تعقیب کن و ما نیز در رکاب شما نبرد می‌کنیم پیامبر(ص) در حق او دعا کرد.8
در آخر سعد بن معاذ انصاری گفت :ای پیامبر ما به تو ایمان آورده‌ایم هرچه تو تصمیم بگیری ما از تو پیروی می‌کنیم .....هرگز از رو برو شدن با دشمن نمی‌ترسیم ما را به فرمان خداوند به هر نقطه‌ای که صلاح است روانه کن پیامبر بلافاصله فرمان حرکت را صادر کرد فرمود: حرکت کنید و بشارت باد به شما که خداوند پیروزی بر یکی از این دو گروه را بر من وعده داده (یا کاروان را توقف کنیم و یا بزرگان قریش را شکست دهیم.)
2- در این که محل اردوگاه کجای میدان با شد به مشورت پرداخت با الاخره با مشورت اصحاب پیامبر اعظم اردوگاه را کنار چاه بدر قرار دادند.
3- در خصوص چگونگی رفتار با اسیران جنگ بدر نظر خواست برخی کشتن آنها را ترجیح دادند و بسیاری به آزادی آن‌ها در قبال پرداخت فدیه و سرب‌ها رأی دادند نظر دوم با اکثریت تصویب شد و پیامبر نیز همین رأی را پذیرفت.
ب ـ مشورت در جنگ احد
پیامبر از جانب خدا مأمور است که در مسائل نظامی و نظایر آن با یارانش مشورت کند و نظرشان را در تصمیمات خود دخالت دهد تا از طریق این عمل سرمشق بزرگی به پیروان خود بدهد و روح دموکراسی و حق¬طلبی و واقع¬بینی را در یاران خود پدید آورد این شوراها راه و روش زنده‌ای است که از پیامبر گرامی به یادگار مانده است روش او به قدری آموزنده و موثر بود که خلفای اسلام پس از فوت پیامبر از شیوه او پیروی می‌کردند و از افکار بلند امیر مؤمنان در امور نظامی و مشکلات اجتماعی استقبال کامل به عمل می‌آوردند .ابن سعد در طبقات راجع به مشورت رسول خدا در جنگ احد می‌گوید:
فکان رأی رسول الله (ص)ان لا یخرج من المدینة فاحب أیوافق علی مثل رأیه فاستشار اصحابه فی الخروج فاشار علیه عبدالله بن ابی ان لایخرج و کان ذلک رأی الاکابر من المهاجر و الانصار فقال فتیان أحداث لم یشهدوا بدرا فطلبوا من رسول الله الخروج الی عدوهم و رغبوا فی الشهادة و قالوا اخرج بنا الی عدونا .9
پیامبر اعظم در باره شیوه‌ جنگ احد که آیا در شهر بمانیم و از مردم دفاع کنیم یا این که از مدینه بیرون رویم و با دشمن بجنگیم به مشورت پرداخت .در نتیجه آن حضرت علیرغم تمایل ماندن درشهر و پیشنهاد عبدالله بن ابی و بزرگان مهاجر و انصار رأی اکثریت جوانان را پذیرفت و خروج از شهر را بر قلعه داری و جنگ تن به تن در مدینه ترجیح داد و پس از تعیین شیوه دفاع وارد خانه شد و زره پوشید.
عبدالله بن ابی از محل شیخین با سیصد نفر جدا شد و پیامبر خدا با هفتصد نفر بماند مشر کان سه هزار نفر بودند با دویست اسب و پانزده زن همراهشان بود هفتصد نفر آن‌ها زره داشتند و مسلمانان یک‌صد زره داشتند و دو اسب که یکی از آن پیامبر بود ویکی از ابی برده حارثی بود وضع مسلمین در آن روز بدتر از جنگ بدر بود زیرا شماره سربازان قشون مکه از چهار برابر سربازان قشون اسلام تجاوز می‌نمود.10
ج ـ مشورت در جنگ خندق
هنگام که پیامبر(ص) توسط دستگاه اطلاعاتی مسلمانان از نقشه نظامی احزاب بر ضد اسلام اطلاع یافت فورا شورای دفاعی تشکیل داد و در باره ی روش دفاع به مشورت پرداخت آن حضرت هنگام جنگ با مردم زیاد مشورت می‌فرمود پیامبر (ص) فرمود آیا برای مبارزه از مدینه بیرون برویم؟ یا در فاصله نزدیک مدینه باشیم و این کوه را پشت سر خود قرار دهیم؟ مسلمانان اختلاف نظر پیدا کردند گروهی گفتند ما در فاصله میان منطقه بعث و ثنیة الوداع تا جرف قرار می‌گیریم.11
گروهی دیگر گفتند مدینه را پشت سرخود قرار می‌دهیم سلمان گفت ای رسول خدا، روزگاری که در زمین فارس بودیم هرگاه از سواران دشمن بیم داشتیم برگیرد خود خندق می‌کندیم، آیا صلاح می‌دانید که اکنون هم خندق درست کنیم؟ این پیشنهاد و رأی سلمان مسلمانان را خوش آمد و به اتفاق آراء تصویب شد.12
د ـ مشورت در جنگ تبوک
وقتی که ارتش اسلام برای جلوگیری از حمله احتمالی سپاه روم به سرزمین تبوک رسید و اثری از اجتماع سپاه روم نبود پیامبر اعظم پیرامون پیشروی در خاک دشمن و یا بازگشت به مدینه با سپاهیان خود به مشورت پرداخت نتیجه مشورت این شد که سپاه اسلام بر اثر سختی‌های زیادی که در طی راه تبوک دیده‌اند برای تجدید قوا به مدینه بازگردد علاوه بر این مسلمانان در این مسافرت به هدف عالی خود که پراکنده ساختن سپاه روم بود رسیده بود و رعب و هراس شدیدی در دل رومیان افگنده بودند و آن حضرت فرمود من نظر شورا را محترم شمرده از همین جا به مدینه باز می‌گردیم .13
ه ـ اصل مهارت فنی
بخش دیگری از شیوه‌های موفق و اثر بخش در مدیریت نظامی پیامبربه حوزه مهارت فنی بر می‌گردد پیامبر(ص) در بکار گیری شیوه‌های مناسب و فنون ،ابزار رزم، آرایش و آموزش نیروها و کسب اطلاعات از زمین و محل تجمع دشمن و مقصد و اهداف دشمن و تعداد دشمن بسان یک فرمانده که سال‌ها جنگ را تجربه کرده است عمل می‌کرد او در ابتدای همه جنگ‌هاسریه‌ها و گشت‌های اطلاعاتی را در منطقه اعزام می‌کرد و علاوه بر آن در بازجوی از اسرا و جاسوسان که در میان دشمن مستقر بودند اطلاعات کسب می‌کرد و تا زمان که اطلاعات تکمیل نمی‌شد برای جنگ با دشمن تصمیم نمی‌گرفت.
گرچه امروزه شیوه جنگ و ابزار و ادوات جنگی نسبت به آن زمان تغییر کرده است ولی با این وجود اطلاعات اهمیت خود را همچنان حفظ کرده است و لذا کشورها به دلیل اهمیت حیاتی اطلاعات در امنیت، ثبات کشور و پیروزی در جنگ‌ها اقدام به تاسیس سازمان جاسوسی می‌نمایند اطلاعات کامل و به موقع در میادین نبرد پیروزی بر دشمن را حتمی می‌سازد و خسارات مالی و جانی را به حداقل می‌رساند.
رسول اکرم (ص) هم‌زمان در چند جبهه از جمله در مقابل قریش؛قبائل عرب، یهود و روم می¬جنگید لذا به جنگ‌های متعدد اقدام و سرانجام برعلیه آن‌ها به پیروزی رسید این جبهه‌ها عبارت بودند از:
و ـ جبهه قریش
رسول خدا(ص) در هشت سال پس از هجرت به مدینه 28 غزوه را فرماندهی کرد.
غزوه ودان نخستین غزوه‌ای بود که در ماه صفر سال دوم هجرت به فرماندهی آن حضرت انجام گرفت و غزوه تبوک آخرین غزوه‌ای ایشان بود که در رجب سال نهم هجری روی داد فقط نه مورد از این غزوات یعنی غزوه بدر،احد،خندق،قریظه،مصطلق،خیبر و مکه به جنگ منجر شد و اما در نوزده غزوه دیگر مشرکان گریختند و جنگی پیش نیامد با وجود این،در هیچ یکی از جنگ‌های تحت فرماندهی آن حضرت مسلمانان شکست نخوردند حتی در جنگ احد پیروزی نهایی مال مسلمانان بود.14
هرچند مورخین اسلامی می‌نویسند که محمد(ص) و مسلمین در جنگ احد شکست خوردند این نظریه در خور مطالعه است زیرا ما اگر با یک متخصص نظامی راجع به شکست خوردن صحبت کنیم و از او بپرسیم که نشانه شکست خوردن چیست؟ او در جواب می‌گوید اگر قشون خصم بتواند کشوری را اشغال کند و ارتش حریف را نابود نماید ملتی که کشورش اشغال‌شده و قشونش از بین رفته شکست خورده است.
اگر کسی بتواند کشوری را اشغال نماید ولی ارتش آن کشور را از بین نبرد ملتی که دارای ارتش می‌باشد شکست خورده محسوب نمی‌باشد.در جنگ احد قشون مکه نتوانست شهر مسلمین یعنی مدینه را اشغال کند و نه موفق گردید که قشون محمد را از بین ببرد زیرا قشون مکه با دست خالی برگشتند.
به عقیده من از نظر یک متخصص نظامی محمد(ص) در جنگ احد شکست نخورده است بلکه یک آزمایش ناگوار در آن جنگ برای محمد(ص) پیش¬آمد. 15
بنابر این، این نظریه درست است که مسلمین در جنگ‌های تحت فرماندهی پیامبر اکرم در هیچ جنگی شکست نخوردند. پس باید علل پیروزی را جستجو کرد علل پیروزی در جنگ‌ها معمولاً زیادی نیروهای رزمی است که در این صورت می‌بینیم نیروهای مسلمین نسبت به نیروهای دشمن اندک بودند ممکن است علل پیروزی امکانات مادی و سازوبرگ نظامی باشد باز هم مسلمین امکانات مادی و سازوبرگ نظامی چندان قابل ملاحظه‌ای نداشتند بلکه در تنگناه و مضیقه اقتصادی قرار داشتند.
بهتر است علل پیروزی را در فرمانده جستجو کنیم بگوییم چون فرمانده تحصیلات عالی داشته است یا این که تجربه جنگی داشته است از این نظر هم باید گفت پیامبر(ص) نه تحصیلات داشته و نه تجربه جنگی داشته است.
و ممکن است علل پیروزی مسلمانان را در غزوات مختلف در امداد های غیبی جستجو کرد چنانکه برخی پنداشته‌اند ولی این دید گاه و نظریه نیز منتفی است چون ما منکر امدادهای الهی در صحنه‌های نبرد نستیم زیرا محققین تنها در جنگ بدر می‌نویسند خداوند 1000 فرشته را به یاری مسلمین فرستاده است ولی در بقیه جنگ‌ها چیزی ننوشته‌اند با این وجود امداد های غیبی در پشت صحنه‌های نبرد به صورت کم رنگی وجود داشته است مثلاً در جنگ احزاب خداوند طوفان را فرستاد در حالی که جنگ به پایانش نزدیک می‌شد بله، این امداد های غیبی مکمل پیروزی‌ها بوده است نه عامل اصلی، زیرا مشیت خداوند بر این قرار دارد که مؤمنین در راه خدا و به خاطر یاری دین خدا به صورت طبیعی جنگ کنند تا اعمال آنان ارزش پیدا نمایند.
پیامبر(ص) در جنگ بدر بعد از کسب اطلاعات خودش را به منطقه بدر رسانید و مکان جنگ را به نزدیک چاهای بدر انتخاب کرد مکان جنگ طور بود که مسلمین را در موقعیت برتر قرار می‌داد تعداد نفرات مسلمین در این جنگ 313 نفر بود و تعداد نفرات دشمن بین 950 تا1000 نفر بوده است یعنی سه برابر نیروهای مسلمین از لحاظ امکانات مادی و ادوات جنگی نیز مشرکین کاملاً مجهز بودند.16
در یک چنین وضعیتی اگر مسلمین به صورت پراکنده با مشرکین جنگ می‌کردند نیروهای مسلمین در همان ابتدای جنگ نا بود می‌شد پیامبر اکرم(ص) با درک وضع موجود تاکتیک صف را به کار بست تاکتیک صف یک شیوه‌ای بسیار جدید و نا شناخته در بین عرب‌ها بود این شیوه به گونه‌ای بود که سربازان قریش نتوانستند در میان صفوف مسلمین نفوذ کنند به هر طرف که رو می‌آوردند با شمشیر های آخته مسلمین رو برو می‌شدند.
ز ـ شیوه صف
در جنگ بدر قریش برای نهصد و پنجاه مرد جنگی، هفتصد شتر و یک‌صد اسب داشتند در حال که مسلمین برای سیصد و سیزده مرد بیش از هفتاد شتر و دو اسب نداشتند پیامبر (ص) به مسلمین فرمود تا امروز اعراب در جنگ‌ها انفرادی می‌جنگیدند و جنگ تن به تن را ترجیح می‌دادند و هرکس می‌کوشید به تنهایی ابراز شجاعت کند تا به جلوه دراید و دیگران او را به عنوان قهرمان بشناسد ولی ما در این جنگ برای خدا پیکار می‌کنیم نه برای خود مان و خداوند جان‌فشانی یکایک ما را می‌بیند دیگر این که شماره سربازان ما در این جنگ یک سوم سربازان مکه است اگر انفرادی به جنگیم نا بود خواهیم شد اما اگر دسته جمعی پیکار نماییم امید پیروزی داریم.
سپس پیامبر اکرم تاکتیکی را به مسلمین آموخت که تقریباً هزار سال قبل از آن تاریخ (فیلیپ) پدر اسکندر مقدونی تاکتیک مذبور را ابداع کرد و در زبان یونانی آن را (فالانژ) می‌خواند ند فالانژ عبارت از این بود که سربازان کنارهم می‌ایستادند به طوری که تهی گاه هر یک از آن‌ها بر تهی گاه دیگری می‌چسبید و بعد صف آن‌ها خم می‌شد و به شکل مثلث یا مربع یا دائره در می‌آمد در آن مثلث یا مربع یا دایره روی تمام سر با زان به یک طرف یعنی به سوی دشمن بود و پشت آن‌ها به داخل مربع یا مثلث و دایره بود در نتیجه دشمن نمی تو انیست از عقب به آن‌ها حمله کند برای این که به هر طرف که می¬رفت با روی سربازان مواجه می‌گردید.
پیامبر(ص) برای اولین بار در تاریخ جزیرة العرب این تاکتیک نظامی را وارد عربستان کرد و در جنگ بدر مورد استفاده قرار داد و آنچه که سبب پیروزی مسلمان¬ها در جنگ بدر شد همین تاکتیک بدون سابقه در عربستان بود.
فالانژهای سپاه اسلام که در آن روز بوسیله محمد(ص) به وجود آمد مثلث بود و سه پرچم در سه ضلع آن دیده می¬شد محمد(ص) در آن روز از خود نبوغ نظامی در جزیزة العرب نشان داد زیرا سه دسته مثلث شکل به وجود آورد که هریک از آن‌ها مکمل و پشتیبان دیگری بود و خصم از هر طرف که حمله می‌کرد بیکی از این دستها برخورد می نمود و در عین حال هر دسته پشتبان دسته دیگری محسوب می¬شد در هر فالانژ یعنی در هر دسته مثلث شکل یک پر چم دار دیده می¬شد.
پرچم دار فالانژ اول علی بن ابیطالب بود و پرچم سفیدی در دست داشت و روی پرچم نقش یک عقاب به نظر می¬رسید.
پرچم فالانژ دوم را مصعب بن عمیر از مها جرین بدست گرفته بود و پر چم فالانژ سوم را یکی از انصار به دست گرفته بود پیامبر اسلام جای اردوی مسلمین را طوری قرار داده بود که آفتاب از طرف جلو به چشم های آن‌ها نتابد تا این که دیده گان آن‌ها را خیره کند .
این ابتکارات حکایت از این می کند که پیامبر از فن جنگ اطلاع داشت و ما نمی دانیم که آن مرد بزرگ فن جنگ را در کجا آموخته بود انسان حیرت می کند چگونه محمد(ص) که سربازانش یک سوم سربازان قشون مکه بود جرئت کرد با قشون مکه در منطقه نبرد پیکار کند.
پیامبر اکرم در ابتدای جنگ آیات از کلام ا... مجید را قرائت کرد و سپس مسلمین را وعده‌ای به بهشت داد آهنگ رسول خدا طوری بود که مسلمین به وجد آمدند یکی از مسلمین از میان صفوف فریاد زد بین من و بهشت چند فاصله است جواب شنید بین تو و بهشت تا جنگ با کفار،آن شخص چند دانه خرما در دست داشت خرماها را دور ریخت و از صف خارج شد با کفار جنگ کرد در همان لحظات اول کشته شد پیامبر(ص) فریاد زد برای رفتن به بهشت از صف خارج نشوید.
این‌ها نشان می‌دهد که تاکتیک صف از اهمیت نظامی بسیار فوق‌العاده ای برخوردار بوده است.
حال پیامبر شیوه‌ای صف را که کاملاً بدیع و جدید بوده است و نظیرش قبلاً در شبه جزیره عربستان در جنگ‌ها معمول نبوده است از کجا آموخته است و کی به او آموزش داده است معلوم نیست پیامبر اکرم در جنگ تا زمان که تعداد نفرات مسلمین اندک بوده و تعداد نفرات دشمن چندین برابر مسلمین بوده است از شیوه صف استفاده‌ می¬کرده است لذا می‌بینیم در جنگ احد نیز از این شیوه استفاده کرده است در جنگ احد قبل از این که جنگ آغاز شود محمد( ص) در بامداد زره بر تن کرده خطاب به مسلمین گفت تاکتیک کلی جنگی ما امروز همان تاکتیک جنگ بدر است یعنی باید فالانژ تشکیل بدهیم تا خصم از هر طرف که حمله کند مواجه با روی سربازان بشود.
در امتداد جنوب یک تپه کم ارتفاع دیده می‌شد که موسوم بود به تپه عینین نظر محمد(ع را به خودش جلب کرد محمد دو دسته از پیادگان مسلمان را که همه تیر انداز بودند به فرماندهی عبدالله بن جبیر مامور کرد که بالای تپه قرار بگیرند.
تپه عینین از لحاظ استراتژی جنگی بسیار اهمیت داشت و محمد با نبوغ نظامی و مهارت فنی به اهمیت آن تپه پی برد منطقه که مسلمین در آن موضع گرفته بودند یکنوع فرورفتگی داشت و در دامنه کوه احد قرار داشت که خصم نمی توانست از هیچ راهی از پشت سر مسلمانان سر بدر آورد.
با این که نیروی بت پرستان مکه بیش از چهار برابر نیروی مسلمین به شمار می‌آمد از نخستین دقایق جنگ معلوم بود که موفقیت با مسلمین است همه این‌ها نشان می‌دهد که محمد (ص ) دارای نبوغ نظامی بوده و از مهارت فنی بسیار بالای بر خوردار بوده است و توان تشخیص موقعیت خود و موقعیت دشمن را داشته است و در انتخاب میادین نبرد و آرایش نظامی و مکان‌های استراتژیک و سوق الجیشی کم نظیر بوده است.
ح ـ اصل خلاقیت و نوآوری
عامل دیگری موفقیت پیامبر(ع) در جنگ‌ها این است که ایشان دارای ویژگی خلاقیت و نوآوری بود معمولاً مدیران خلاق از وضع موجود راضی نیستند ریسک پذیرند و در شرایط خاص تغییر شیوه‌ می-دهند پیامبر نیز از این ویژگی بر خوردار بود از طرح‌ها و تاکتیک‌های جدید استقبال می‌کرد در جنگ خندق تغییر شیوه داده و از شیوه حفر خندق در جلوی پای دشمن استفاده کرد در دنیای آن روز در امپراتوری ایران و روم حفر خندق معمول بود ولی در شبه جزیره عربستان حفر خندق سابقه نداشت شیوه جنگی عرب‌ها مبتنی بر کر و فر بود. در جنگ خندق هنگام که ده هزار نفر به فرماندهی ابوسفیان خودشان را به مدینه رسانیدند وقتی خندق را در جلو پای‌شان دیدند کاملاً متحیر شدند آن‌ها شیوه گذشتن از خندق را نمی دانستند و لذا بیش از یک ماه در پشت خندق متوقف شدند.سپاه احزاب 600 سواره نظام داشتند وبقیه پیاده نظام بودند هدف پروژه خندق جلوگیری از تهاجم اولیه سواره نظام دشمن بود که اگر خندق نمی‌بود 600 اسب سوار دشمن در همان تهاجم اولیه به صورت برق آسا خودشان را به مقر فرماندهی سپاه اسلام می‌رسانید.
پروژه خندق که تحت مدیریت عالی پیامبر اکرم (ص) در کمتر از ده روز تکمیل شد از این نظر صد درصد به اهدافش رسید یعنی از تهاجم اولیه سواره نظام دشمن جلوگیری کرد و خسارات مالی و جانی مسلمانان را نیز به صفر رسانید . در این جا بود که لشکر اسلام به یاری ابتکار روش‌های جدید در جنگ، با حفر خندق و هم چنین با فرمانده یگانه و خویشتن دار به کار گیری خدعه و برتری روح معنویت بر قریش و هم پیمانان آنان به پیروزی رسید در نتیجه این پیروزی از آوازه و هیبت قریش نزد قبائل عرب کاسته شده و مرکزیت و محوریت سیاسی و نظامی آنان از دست رفت ارزش ابوسفیان با این شکست به عنوان فرمانده سقوط کرد و محوریت او در میان هم پیمانان سست گردید زیرا به و سیله حفر خندق شکست سختی خورد و با فرار قبیله غطفان و همراهان آنان ننگی بر چهره قریش نهاده شد و بر ایشان ثابت گردید که در پیروزی بر این لشکر بی ارزش، ناتوان هستند .17
یهود پس از این جنگ هراسیده و به علت نقض پیمان خویش با مسلمانان به نابودی خود مطمئن شدند پیامبر(ص) نیز بلافاصله بنی قریظه را محاصره کرده و در پاکسازی آنان از مدینه موفق شد باید گفت این جنگ نقطه عطف در موضع لشکر اسلامی از حالت دفاعی به هجومی بود.
این پیروزی صلح حدیبیه را به دنبال داشت که به مثابه پیروزی عظیم اسلام بود اما قریش این صلح را نقض کرده و ضمن بررسی راهی برای خروج از آن در پی فرصتی بودند تا در مقابل لشکر اسلام بایستند در نتیجه پیامبر (ص) برای غزوه فتح تعجیل کرد و به میان شهر و خانهای آنان هجوم برد او برای داخل شدن به مکه نقشه‌ای محرمانه کشیده و با این نقشه تاکتیک هجوم ناگهانی را تحقق بخشید و پس از آنکه قریش را با بهت، تسلیم و عدم توان بر جنگ و مقاومت در مقابل این لشکر مواجه ساخت داخل مکه شد و بر دشمنان خود پیروزی یافت قریش نیز پس از این پیروزی به رهبریت رسول اکرم(ع) اقرار کرده و به دین جدید ایمان آوردند.
2ـ جبهه قبائل عرب
رسول اکرم(ص) با غزوات زیادی که علیه این قبایل رهبری کرده و یا به وسیله اعزام گروه‌ها و سرایای متعدد با این قبائل درگیر می‌شدند علاوه برآن کسانی را به طور جمعی و فردی مأموریت می‌دادند تا هرکسی را که علیه دعوت انقلاب اسلامی و فرماندهی آن نیتی سوء و قصد تعرض داشته باشد به قتل برسانند.
3ـ جبهه یهود
یهودیان پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه با او پیمان بستند اما مدتی از این معاهده نگذشته بود که یهود بنی قینقاع مترصد فرصت شدند تا از زیر شروط معاهده خود شانه خالی کرده و دستاوردهای لشکر اسلامی را که پس از نبرد های متعدد روبه رشد می‌رفت با شکست مواجه سازند لذا دشمنی خود را آشکار و پیمان خود را نقض کردند و به رغم هشدار رسول اکرم(ص) به پیمان شکنی خود ادامه دادند پیامبر(ص) نیز آنان را در قلاع خویش محاصره ساخته و بر ایشان پیروزی یافت از آن روز یهودیان منتظر بودند که به آنان همان چیزی برسد که به دیگران رسیده است.18
کعب بن اشرف و سلام بن ابی الحقیق و دیگر بزرگان یهود که علیه فرماندهی کل و مسلمانان تعرض کرده و جوسازی می‌کردند سزای خود را دیده و همگی آنان با مأموریت شهادت‌طلبانه و فداکارانه به قتل رسیدند.
یهود بنی نضیر نیز پس از شکست لشکر اسلامی در غزوه احد در خیانت به پیامبر(ص) درنگ نکردند و حتی نقشه قتل او را تدارک دیدند و آن هنگامی بود که رسول خدا(ص) برای در یافت سهم دیه دو مقتول که توسط عمر و بن امیه ضمری به قتل رسیدند به سرزمین آنان رفته بودند لذا به سبب این خیانت نقشه ترور، پیامبر(ص) آنان را محاصره و سرزمین ایشان را تصرف کردند یهودیان در غزوه خندق برای برخورد با نیروی نظامی لشکر اسلامی به همراه قریش وارد عمل شدند تلاش و نیرنگ‌های آنان با سستی و شکست رو به روشد و از این جنگ به علت نقض بیعت خود با مسلمانان ترسان و هراسان برگشتند آنان از آنچه که در اندیشه خود داشتند چیزی به دست نیاوردند و حتی خود را در محاصره خطر یافتند.19
رسول اکرم(ص) پس از جنگ خندق به شخصه با تدارک لشکری به سوی سرزمین‌های بنی قریظه شتافت با آنان جنگید و همه را به قتل رسانید ولی باز یهودیان دشمنی خود را ادامه داده و دوباره قبائل عرب دشمن اسلام را برای جنگ با لشکر پیامبر( ص) تحریض و تشویق کردند لذا جنگ خیبر رخ داد در این جنگ نیز پیروزی لشکر اسلام رقم خورد و سرانجام بزرگ‌ترین نیروی مخالف و دشمن از میان برداشته شد و همه یهودیان تسلیم شدند.
4ـ جبهه روم
رسول خدا(ص) اولین جنگ را در مرزهای روم (دومت الجندل )انجام داد و این امر به سبب اهمیت جنگ در این منطقه بود زیرا این مکان دروازه ای برای دستیابی آینده لشکر اسلامی به روم و پایگاه امنیتی و نیز حائل امنی بین روم و مسلمانان بود فرماندهی کل با مأموریت عبدالرحمان بن عوف در سریه ای مسئله کسب اطلاعات از قبایل اطراف را برای بررسی نیروی روم و تعرض به آنان تکمیل و تمام کرد غزوه موته نخستین برخورد مسلحانه بین لشکر اسلامی و جنگجویان روم بود که اهداف آن غزوه را نمایش قدرت لشکر اسلامی و آزمایش نیرو و توان دشمن تشکیل می‌داد البته تفاوت زیاد نیروهای دو طرف این جنگ را نابرابر ساخته بود فرماندهی کل برای بار دوم در غزوه تبوک با رومیان رو به روشد از اهداف این جنگ انتقام و خونخواهی از شهدای موته و تعرض به دشمن و هم پیمانان او بود در این غزوه جنگی به وقوع نپیوست ولی بخش بزرگی از اهداف آن محقق شد فشار علیه رومیان همچنان ادامه یافت و سرانجام لشکری به فرماندهی اسامة بن زید به سوی آنان فرستاده شد و در این نبرد به پیروزی رسید و بدین صورت اولین پیروزی مسلحانه بر رومیان تثبیت شد که پس از آن مسلمانان به ادامه جنگ با آنان پرداختند.
نتیجه گیری
نتایج این تحقیق به شرح زیر می باشد:
1- بررسی تمام نبردهای که لشکر اسلام در همه جبهه ها انجام دادند ثابت می کند که نیرو و امکانات، امداد رسانی زیاد، علت کافی در تحقق پیروزی نبوده است در حقیقت سازماندهی این امکانات و به کارگیری خوبی آن‌ها در زمان و مکان مناسب هرچند این امکانات کم بوده و یا حتی نبوده از آشکار ترین عوامل پیروزی محسوب می شده ا ست از این رو سپاه اسلام توانست بر یهود که قوی ترین امکانات را در اختیار داشتند و همین طور بر روم که از انواع گوناگون امکانات بر خور دار بودند و نیز قبائل عرب دشمن که هزاران رأس گوسفند، قاطر، شتر و اسب داشتند به پیروزی دست یابد.
2- نقش رسول خدا پیامبر (ص)برای پرورش نیروی نظامی هنگام وجوب جهاد آغاز شد در این هنگام به سازماندهی و فراهم ساختن لشکر و آموزش آنان به دنبال غزوه ها و سرایایی که اهداف سیاسی و نظامی را محقق نمود همت گماشت زیرا در این راه برای ثبات حکومت و گسترش دعوت اسلام چاره ای جز آن نداشت و آمال و آرزوهای مجاهدان و تجهیز آنان برای اقدام مشترک در سایه فرماندهی یگانه برآورده می ساخت و بر هیبت و ابهت مسلمانان در میان دشمنان می افزود فرماندهی کل برای آماده ساختن لشکر و آموزش فنون جنگی به آنان همواره کوشید تا آنکه به آمادگی جنگی تسلط کامل برتری و توان برای رویارویی با دشمنان و یاری هم پیمانان خود دست یافت.
3- انواع شیوه‌ها و روشهای جنگی که رسول خدا پیامبر(ص)در غزوات خود مورد استفاده قرار می‌داد از قبیلی شیوه‌ای مشورت، شیوه‌ای به کارگیری صف در جنگ بدر و احد و شیوه‌ای حفر خندق در جنگ احزاب و شیوه‌ای غافل گیری و جنگ روانی در غزوه فتح مکه و شیوه‌ای محاصره در جنگ قلعه ها بسج اطلاعات و تعیین هدف، یورش ناگهانی سریه، سرعت مانور، نیروی معنوی، تامین کامل امور جنگی که اصول آن در جنگهای جدید نیز به کار گرفته می شود اثر زیادی در پیروزی بر دشمن داشته و در بیشتر جنگهای لشکر اسلامی، شنیدن آوازه قدرت و صلابت آن برای لشکر پیروزی می آفرید.
4- خلاقیت و نوآوری فرمانده کل، پیامبر(ص) در شیوه‌ای مدیریتی‌اش در جنگ‌ها بیشتر خلاق و نوآور بود پیامبر(ص) هیچ گاه به شیوه‌ای قدیمی و سنتی اعراب که همان شیوه‌ای کر و فر بود فکر نمی‌کرد سعی می‌کرد از شیوه‌ای جدید استفاده کند و اساساً شیوه‌های را که ایشان در غزوات به کار برده است می‌بینیم در جزیرة العرب سابقه چندانی نداشته است و لذا وقتی دشمنان با شیوه‌های بدیع و جدید آن حضرت مواجه می‌شدند در بهت و حیرت و سر گردانی به سر می‌بردند و بی محابا تن به شکست می‌دادند.
5- نیروی معنوی سپاه اسلام در جنگ‌ها، یکی از عوامل پیروزی بر دشمن محسوب می‌شد در طول جنگ‌ها در جبهه‌های مختلف بیشتری جنگ‌ها معمولاً نابرابر بوده است سپاه کفر از نظر تعداد، تعداد نفراتشان خیلی بیشتر از تعداد نفرات نیروهای اسلام بوده‌اند و از نظر ابزار و وسائل و ادوات جنگی نیز آن‌ها مجهزتر بوده‌اند ولی نیروهای اسلام یک چیز را در اختیار داشتند که آن‌ها فاقد آن بوده‌اند و آن ایمان به خدا و نیروی معنوی بوده است پس بنابراین ایمان و اعتقاد راسخ و معنویت در جبهه‌های جنگ در هر عصر و زمانی حرف اول را می‌زند و غفلت از این عامل مهم شکست قطعی را به دنبال خواهد داشت.
منابع و پی‌نوشت‌ها
1 حج /39
2- محسن عباس نژاد قرآن؛ مدیریت و علوم سیاسی؛ مشهد: موسسه انتشارات بنیاد پژوهش‌های قرآنی حوزه و دانشگاه مشهد، چاپ اول، 1384، ص 130.
3- علی بن محمد عزالدین ابن اثیر؛ الکامل فی التاریخ؛ ج3، مترجم سید محمد حسین روحانی؛ ص1072.
4- ترجمه مغاذی واقدی؛ مترجم محمود مهدوی دامغانی؛ ج2، ص519.
5- صمصام الدین قوامی؛ مدیریت از منظر کتاب و سنت؛ قم: دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری،
چاپ دوم، 1383 ، چاپ الهادی، ص 444 -452.
6-آل عمران /159.
7- محسن هاشمی نژاد؛ قرآن، مدیریت و علوم سیاسی؛ ص 130.
8- عبدالملک ابن هشام؛ مترجم سید هاشم رسول محلاتی؛ زندگانی حضرت محمد؛ ترجمه سیرة النبویة؛ ج 1، ص399 .
9- محمد بن سعد؛ الطبقات الکبری؛ ج1، ص392.
10-کونستان ـ ویرژیل گیورگیو؛ محمد، پیغمبری که از نو باید شناخت؛ ترجمه ذبیح الله منصوری؛ ص271 .
11- محمد جریر طبری؛ تاریخ طبری؛ ج3، ترجمه ابوالقاسم پاینده؛ ص 1018.
12- واقدی؛ مترجم دکتر محمود مهدوی دامغانی؛ ج2، ص333.
13- جعفر سبحانی؛ فروغ ابدیت؛ ص 873 .
14- محمود مهدوی دامغانی ترجمه مغازی واقدی ج 2 ناشر: نشر دانشگاهی سال چاپ 1369 چاپ دوم ص38 .
15-ابن هشام عبدالملک مترجم سید هاشم رسول محلاتی زندگانی حضرت محمد (ص)ج2
ترجمه سیرة النبویه ناشر: تهران انتشارات کتابچی میدان شهدا 1375 چاپ دهم زمستان 1395ص14 .
16-مسعود احمدی مدیریت اسلامی ناشر ،تهران نشر ویرایش چاپ اول تابستان 83 ص172
17-کونستان –ویر ژین –گیورگیو، محمد، پیغمبر ی که از نوباید شناخت، ترجمه ذبیح الله منصوری چاپ نهم چاپخانه سپهرتهران 1354 انتشارات مجله خواندینها
18-مصطفی دلشاد، تهرانی، سیره نبوی چاپ سوم قم 1383 انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی 1379
19-افجه، سید علی اکبر، مبانی فلسفی و تئوری‌های رهبری و رفتار سازمانی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها سمت 1384 انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

دیدگاه‌ها  

0 #1 محسن کریمی 1396-02-30 15:59
سلام
لطفا بفرمایید پیامبر اکرم با متخلفین جنگ احد چه کردند.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید